مریم جان
وقتی دو تا خانواده مستقل توی یک خونه میخوان زندگی کنن ناخوشایند هست.حالا اگه یک طرف بخواد به دیگری که توی خونش هست اعمال قدرت هم بکنه که دیگه نور علی نور میشه.
من درک میکنم که شرایط شما الان باید خیلی سخت باشه.از دیدگاه خودم میگم که شخصیت استقلال طلبی دارم و زندگی قاطی با دیگران رو نمیتونم تحمل کنم.
البته چون بچه نداری باز هم شرایطت خیلی بهتره چون بچه آدم رو مجبور میکنه با دیگران باشه.
به هر حال شما ظاهرا مجبور هستی این مرحله رو پشت سر بذاری.
به نظر من سعی کن روزها به کلاسی چیزی بری تا حداقل کمتر اصطکاک پیش بیاد.کلاس قرآن کلاسهای هنری هر چیزی که فکر میکنی همسرت موافق هست و بقیه زمان روز رو هم به جز مواقع غذا درست کردن و ... به کارهای اون کلاس بپرداز.بشین توی یک اتاق و کارهای کلاست رو انجام بده.
اگه برخوردهاتون کمتر بشه حالت بهتر میشه
اگه کسی هم به شما ایراد میگیره که کارهات اشتباهه زیاد بهش فکر نکن خوب به نظر شما هم کارهای اونا اشتباهه.اصلا بهش فکر نکن چون اصلا ارزش فکر کردن نداره...








علاقه مندی ها (Bookmarks)