سلام
توي محيطي كه من توش بزرگ شدم هميشه به دخترا ياد ميدادن كه زن هميشه بايد از شوهرش حرف شنوي داشته باشه و نبايد روي حرف شوهرش حرف بزنه.بايد براي نگه داشتن زندگيش هميشه كوتاه بياد و از شوهرش هيچ توقعي نداشته باشه!
هنوز اين ذهنيت با من هست و با اينكه دانشگاه رفتم و شاغل هم هستم در مقابل خواسته هام هميشه ترديد داشتم.هيچ وقت براي خواسته هاي برحقم حق به جانب نبودم.هميشه شوهرمو به خودم ترجيح دادم.فكر ميكردم اگه شوهرم از زندگي كاملا راضي باشه منم از اين رضايت اون به خوشبختي ميرسم.مثلا اگه وضعيتي پيش ميومد كه براي تحقق يه خواسته مهم و اساسي من قرار بود همسرم يه ذره اذيت يا ناراحت بشه اصلا به خودم اين اجازه را نميدادم!
فكر ميكردم براي دوست داشتني بودن و براي اينكه يتونم عشق و توجه شوهرم را به خودم جلب كنم بايد فقط به رفاه و رضايت اون فكر كنم.
ولي حالا كه چند سالي از زندگي مشتركمون ميگذره به نتيجه عكس رسيدم.اون كاملا پرتوقع شده و هر كاري ميخواد بكنه اصلا نظر منو نميپرسه( هر چند كه خودش كلا شخصيت مغرور و از خود متشكر و حق به جانبي داشت).منم كلا خودمو گم كردم. خواسته هامو گم كردم.به همه نيازهام حتي طبيعي ترينش كه نياز مادرشدن هست ترديد دارم.
لطفا منو راهنمائي كنين.
تا كجا بايد زن توي زندگي ايثار و از خود گذشتگي كنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)