به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 23 بهمن 94 [ 20:39]
    تاریخ عضویت
    1390-3-01
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    4,948
    سطح
    44
    Points: 4,948, Level: 44
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteran
    تشکرها
    100

    تشکرشده 100 در 53 پست

    Rep Power
    0
    Array

    بالاخره به شوهرمون محبت بكنيم يا نكنيم????

    سلام
    همسرم خيلي احساساتي نيست خيلي خصوصيات مثبتي داره و اخلاقشم خوبه ولي نسبت به من سردتره
    من خيلي باهاش صحبت كردم تا بهتر شد
    نشون نميده كه خيلي دوستم داره و از اول زندكي تا الان من متوجه نشدم خيلي مرموزه مثلا اكر مدتها بهش بي توجه باشم اونم اينطوريه كاهي با بجه ها بدخلقي مي كنه
    ولي اصلا نشون نميده كه احتياج به من داره شوهرم مسير كارش دوره و در هفته دو سه روزش را خانه مامانش ميمونه و سه جهار ر شب بيش ما هست و سعي ميكنه كم نذاره اونم از بس سالها و ماهها باهم دعوا داشتيم و من بهش كفتم به محبتش نياز دارم خوب شده اون هم حس ميكنم جون كارمون با دو تا بجه داشت به جدايي مي كشيد از ترس به هم خوردن زندكيش و بي مادر شدن بجه هاش اين محبتها و توجه ها را داره مي ترسم به زور باشه و يه روز از من به خاطر اينكه ازش محبت و توجه بيشتري ميخوام جدا بشه
    از طرفي هم ميبينم خيلي از اينكه به بجه هام و بدرم محبت مي كنم ناراحت ميشه و كاهي ميكه تو بابات را بيشتر از من ميخواي ولي اين اعتراض ها خيلي كمتر از منه
    يكي ميكه بهش محل نذار اين مال اينه كه زياد لوسش كردي يكي هم ميكه محبت خودت را ادامه بده نمي دونم جه كنم??

    در ضمن من دو تا بجه بشت هم اوردم و سر بجه اولم خواهرم كه بهش خيلي وابسته بودم فوت كرد و الان يكساله شد دخترم و هنوزم دارم قرصاي ضد افسردكي كه دكتر بهم داده مصرف مي كنم و فوق العاده عاشق بدرم هستم و جون ايشون مسن هستند همش استرس دارم مبادا ايشونو از دست بدم و كاهي براي خواهرم و بدرم اشك ميريزم از دوري خواهرم و ترس از دست دادن بابام

  2. 2 کاربر از پست مفید مادر تشکرکرده اند .

    مادر (سه شنبه 14 شهریور 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.