عزیزم نمی خواهم تاپیکت رو به انحراف بکشم. فقط می خوام بتونی ارامشتو کسب کنی و فکر نکنی همسر تو همه چیز رو می دونه و حتی فکر نکنی ادمی توی این دنیا وجود داره که همه چیز رو بدونه. ممکنه انسان خیلی چیزها رو ندونه اما این دلیل بر این نمیشه که از ندانستن بترسه و یا حتی به خاطر اینکه نمی دونه اون مساله رو نپذیره.

مثلا دارویی هست که به طور تجربی می گن در دوران بارداری نباید خورده بشه. چرا ؟ هیچ محققی نتونسته ثابت کنه که اثری بر جنین داره اما یک مادر هیچ وقت حاضر نمیشه به عقل بشر(یا همون علم) که نتونسته خودش رو با تجربه تطبیق بده اعتماد کنه و اون دارو رو بخوره. چون می دونه که این اعتماد ممکنه به قیمت از دست دادن بچه اش تموم بشه. چون دلش گواهی میده که این کار ممکنه خطر داشته باشه.
حالا می خواهم سوالی ازت بپرسم. آیا اگر با خوندن کتابهای مختلف باز نتونی جواب بعضی سوالهات رو بگیری باز می گی دین وجود نداره؟ یعنی اگر به این نتیجه برسی که مثلا اسلا م گفته مرد می تونه زنش رو بزنه دیگه می گی دینی وجود نداره؟

آخه مطرح کردن سوالهایی که ذهن انسانها نمی تونند تا مدت زمان زیادی حتی بعد از ما هم حوابی براش پیدا کنند خیلی راحته. اما این دلیل می شه که هیچ وقت براش جوابی پیدا نمی شه؟

مثلا در مورد همین مثالی که زدی. اگر به موقعیت ایه و معنی عربی اون اگاه بشی متوجه میشی که منظور زدن زن نیست. بلکه آگاه کردن زن هست . البته تنها با یک عرب زبان که ادبیات عرب رو خوب بلد باشه و از تعصبات سوئ استفاده نکنه می تونی به این نتیجه برسی.چون کلمات عربی معناهای خیلی متفاوتی دارند و با توجه به ترکیب جمله ها و تاخر و تقدم کلمات و حروف معناشون متفاوت میشه. مثل زبان فارسی نیست.