به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 61

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 آذر 91 [ 04:01]
    تاریخ عضویت
    1391-6-02
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    527
    سطح
    10
    Points: 527, Level: 10
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    64

    تشکرشده 64 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شوهرم بی دین و مذهب شده.چه کنم؟

    سلام
    ممنونم از راهنماییتان و سعی میکنم که به سوالهایی که پرسیدین جواب کاملی بدم

    از من پرسیده بودید که رفتارش چه تغییری کرده باید بگم که تغییری نکرده و کلا مرد خوب و نجیبی هست و من رو هم دوست داره .

    در مورد کارشناس مذهبی که گفتین میدونید شوهرم مرد خیلی منطقی و اهل استدلال هست و بدیش و چیزی که من رو میترسونه این هست که اون سر لجبازی و کینه و ...بی دین نشده بلکه با تحقیق و کتاب خوندن دچار این مسئله شده و خودش بیشتر پیگیر بود که مسائلی که باهاش رو به رو میشه رو بره از کارشناس بپرسه حتی یه بار با هم رفتیم پیش روحانی دانشگاه اما خوب اون روحانی نتونست جوابی بده یعنی جواب قانع کننده ای برا سوالاش نداشت یعنی همش یه چیزایی رو تکرار میکرد. بعدش هم همش تو سایت های مذهبی و یا تو چت با کارشناسها ی مذهبی چت میکرد و میخواست به جوابی برسه اما نشد.


    من خودم اطلاعاتم تو این زمینه در حد معمولی هست و مطالعات به خصوصی در این موارد نداشتم.من بهش میگم از نظر من دین مثه یه گل یا درخت هست که نباید زیاد بهش نزدیک شد یعنی زیباییش این هست که با فاصله بهش نگاه کرد اما اون میگه تو ترسو هستی و میترسی با چیزایی رو به رو بشی که تو هم سرد بشی میگه تو همش به چیزای قشنگی که تو دین هست چسبیدی و نمیخوای نقطه ضعفهاش رو قبول کنی و بعدش میگه تو همه مکتب ها و ...میشه چیزای قشنگ و خوب پیدا کرد و میکه حتی هیتلر هم بعضی صحبتهای قشنگ داره


    من زندگیم خیلی بد شده اخه شوهرم کلا یه ادم دیگه شده برام سخت هست که تو زندگی باشم که شریکم به مسائل مهم زندگی اعتقادی نداره و بدتر از اون این هست که میخواد من رو مثه خودش کنه .اگه حتی میومد و اعتقاداتش رو برا خودش نگه میداشت و سعی میکرد در موردش بحثی نشه خوب شاید بیشتر میشد تحمل کرد اما اون میاد به همه چیز گیر میده و همش میخواد بحث کنه تماما سوالایی میپرسه که کارشناسا هم نتونستن قانعش کنن خسته شدم و میترسم .از من میخواد که کتابهایی که خونده رو بخونم اما من میترسم و نمیخوام این کارو کنم ...

    من و شوهرم هیچ مشکل دیگه ای غیر از این موضوع نداریم و تو این موضوع هم شوهرم همش میاد و بحث میکنه و میخواد به گفته خودش دست من رو بگیره و حقیقت رو نشونم بده.به خدا نمیخوام وارد این مسایل شم میخوام زندگیم همونطوری که گذشته بود باشه اونجوری بهتر و اروم تر بود


    من نمیتونم به کسی از خانواده این موضوعو بگم چون شوهرم ازم قول گرفته که این موضوع مثه راز فقط بین خودمون دو تا باشه چون نمیخواد خانواده ها نکران شن .به قول خودش عقاید هیچ کس دیگه ای براش مهم نیست و با بقیه هم هرگز وارد بحث نمیشه و فقط میگه نمیخوام تو و در اینده بچم تو خرافات باشین اون میخواد منو تغییر بده.


    ببخشید که یه کم طولانی شد.باید چیکار کنم

  2. کاربر روبرو از پست مفید sara sadat تشکرکرده است .

    sara sadat (یکشنبه 05 شهریور 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.