RE: پسری که میخواد اینده اش رو خراب کنه
اولا در مورد ارتباط شما بگم که من با وجود سن 30 سالم و عمه که ده سال از من بزرگتر هست باهم ارتباط نزدیک داریم
من چون خواهر ندارم خیلی از مسایل رو باهاش مطرح میکنم
بیشتر از مادرم باهاش راحت هستم
منظورم این هست که اگه مطمئن هستید ایشون هیچ حس به شما نداره کمک بهش هیچ عیبی نداره
البته با توجه به جوون بودن هردو شما بهرحال بعضی خطوط قرمزی باید بین شما باشه
من چون به کنکوریها تدریس میکنم و همیشه باهاشون ارتباط دوستانه هم دارم
دیدم که متاسفانه الان جوونهای به این سن دچار یه نوع افسردگی و سردرگمی هستن
به یتیم بودن هم ربط نداره
کلا یه وضعیت بحرانی و حساس هستن
خیلی هاشون رفتار و اخلاقشون به سنشون نمیخوره,انگار یه بچه هستن
من نمیدونم راهکار دقیق در مقابل این افراد چی هست
و در مورد خاص شما, شما نمیتونید رفتار فامیل رو عوض کنید که همه به ایشون برسن
بنظرم تشویق به مراجعه به مشاور(البته بصورتی که بهش تلقین نکنید بیمار هست)
تشویق به خوندن کتابهایی که روی ذهن و روانش تاثیر بذاره
مفید هست

راستی در مورد اون قضیه عمو هم بهتر هست بزرگترها باهاش حرف بزنن,منظورم عمو هست
خیلی کار زشتی کرده که میخواسته بزنه
آدم کتک پدر رو تحمل میکنه
ولی از بقیه خیلی سخت هست
ﮔﺎﻫﻲ ﻣﻴﺮﺳﻪ ﮐﻪ ﺩﻳﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻧﻪ ﭘﻮﻝ ﻣﻴﺨﻮﺍﻱ ؛ﻧﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻱ ،ﻧﻪ ﮐﺴﻮ ﮐﺎﺭ ﻣﻴﺨﻮﺍﻱ !ﻧﻪ …
ﻳﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﻫﺎﻳﻲ ﻫﺴﺖ ﻓﻘﻂ ﻳﻪ ﺩﻝ ﺧﻮﺵ ﻣﻴﺨﻮﺍﻱ!
ﻓﻘﻂ ﻳﻪ ﺩﻝ ﺧﻮﺵ … !!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)