به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 702

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    125
    Array

    RE: <<< باغ همدردی 3 >>> آلاچیق کل کل<<< خوش آمدید >>>

    دوستام من نمی دونم چرا متوجه نیستم اینجا مخصوص کل کل هست!
    خیلی دلم می خواد متوجه شم ولی اصلا نمیشم
    :(



    اصلا کل کل خوشم نمیاد


    می گم ی چیز خوب
    این همکارم بود که خواستگارم شد ....رفته اهدای خون کرده

    به منم نگفته بود ها طی بحث زیر من متوجه شدم ....

    متاسفانه :(
    من ی مشکل بزرگ دارم که همیشه آزمایش خون دادن برام برابر با مرگه تدریجیه .....
    نمی ترسم ولی حال بدی پیدا می کنم...و هر دفعه هم از حال می رم
    البته بچه بودم این طوری نبودم ....
    فکر کنم یک اثر روانیه ...
    کسی از شما این طوری نیست؟؟؟واقعا راه حلی واسه این مشکل هست
    اصلا به محض اینکه میشینم روی اون صندلی حس می کنم دست وپام دارن ضعف میرن و حالم داره به هم می خوره
    بعد دکتر گفتش که بگو ازت به صورت خوابیده خون بگیرن این کارو می کنم ولی بازم همین وضعیت تکرار میشه
    با این تفاوت که وقتی خوابیدم حالم خوبه ولی وقتی بلند میشم و آزمایشم تموم مشه ....دوباره حالم بد میشه ...یعنی به صورت تاخیری باز اون اتفاق می افته...

    هیچ مشکل پزشکی هم وجود نداره ها...جدا هیچ کدوم مثل من نیستین؟

    خوب حالا بگذریم ... ولی اگر مثل من هستید لطفا بگید بهم ...

    اینو می خواستم بگم :


    من بعد ماه رمضون قرار هست برم آزمایش خون بدم از الان اون استرسش رو دارم .. و باید اون روز رو مرخصی بگیرم

    دقیقا همون روزی که من می خواستم مرخصی بگیرم ..همکارم گفت من می خوام بیام سرکار شما برای کارهای تصفیه حسابم(چون از اینجا رفته ی جادیگه کار می کنه )
    منم گفتم من مرخصی هستم اون روز.گفت چرا؟
    گفتم آزمایش خون دارم..گفت خوب چرا مرخصی ؟صبح میری میای دیگه....
    گفتم نه
    وارد محیط آزمایشگاه میشم حالم به هم میخوره اون روز رو می مونم خونه....

    گفتش از چی بهم می خوره؟
    گفتم نمیدونم حساسیت دارم .تو این جوری نیستی؟آزمایش میدی حالت بد نمیشه؟

    گفت نه من حساسیتی ندارم .من دیروز برای زلزله زدگان خون دادم حالم بهتر شد به جای اینکه بد شه....


    خوب منم خوشحالی کردم این به نظرم خوبه که رفته خون داده...آفرین بهش

  2. 7 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    نازنین آریایی (پنجشنبه 26 مرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.