به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 46

Threaded View

  1. #35
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: چه طوری از این دور زجر آوری که زندگیم اسیرشه رها بشم

    سلام
    دیروز بعد از مدتها همسرم بهم گفت عزیزم ولی کاش نمی گفت
    در حالیکه در تمام لحظاتی که با تمام وجود دلم می خواست بهم بگه عزیزم تو رابطمون
    زمانیکه بغلش می کنم
    زمانیکه تا ساعت 2 نصف شب با وجودی که می رم سر کار بیدارمو براش سحری می ذارم و از اون ور سحر دوباره بلند میشم براش با وجودیکه روزه نمی گیرم
    زمانیکه کاملا می دونه چه قدر به نوازش کلامیش نیاز دارم اینکارو نکرد
    دیروز قرار بود کارگر باباش در خونه ما بیاد برای کاری ،که من به همسرم زنگ زدم که برای افطار بابا و مامانت آش بذارم کارگرشون می بره که گفت آره خیلی هم خوشحال می شند
    و همسری که اینجور وقتا فقط مهربونو بهم sms عاشقانه داد بعد از مدتها یا شاید بگم بار چندم اش تو زندگیمون بود...............
    ناراحت شدم به خودم گفتم آخه منی که خودم به آتیش می زنم این همه بهش ابراز احساسات می کنم
    می بوسمش و یا هزار تا کار دیگه براش کردم هیچ کدوم به چشش نیومده که اینجوری عاشقانه بشه فقط به خاطر پدر و مادرش

    خیلی از رفتاراش با من حول رفتارم با پدر و مادرش می چرخه
    بارها بهش گفتم که چرا کم و کیف رفتارهات با من به رفتار من با پدر و مادرت بستگی داره..........

    یعنی من هیچ جذابیتی نداشتم تو این مدت که بهم ابراز علاقه و عشق کنه فقط به خاطر پختن یه آَش ساده............
    من یه آدم کاملا رمانتیکی بودم که سعی می کنم اصلا نباشم

    خدا می دونه چقدر ایده عاشقانه و زیبا تو وجودمه که هیچ رمقی برای اجراشون برای چنین آدم بی احساسی ندارم......
    دیگه نمی دونم باید چی کار کنم

    بهار جان اصلانم درونگرا نیست
    اگه درونگرا بود اینجور وقتا هم باید درونگرا می شد دیگه!!!!!!!!
    بی دل بازم بیا بگو بیخود داری می نالی شاید از نظر شما بیخود ولی من واقعا بعضی وقتا روحیه ام کم می اره !!!!!!!!
    من نمی دونم دیگه چه طور باید رفتار کنم دیگه

  2. 3 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    eghlima (سه شنبه 24 مرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. منفی بافی های مادرم به اوج رسیده و من به شدت ضعیف و آسیب پذیر شدم
    توسط tanhaeii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 تیر 95, 11:28
  2. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 خرداد 95, 23:02
  3. پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 94, 23:28

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.