سلام خدمت دوستان همدردی
اگه خاطرتون باشه یه مدت پیش مشکل ولخرجی همسرم رو اینجا مطرح کردم و الانم سعی میکنم از راهناییهاتون استفاده کنم
و اما الان با یه مشکل دیگه اومدم که تازه نیست و از اول باهامه و هنوز نتونستم حلش کنم.
مشکلم از این قراره که خونوادم تا مشکلی پیش میاد فورا همسرم رو تحقیر میکنن.و این منو پیش همسرم خجالت زده میکنه.البته به من بیشتر میگن تا ایشون.
ما وقتی ازدواج میکردیم خونواده من صددرصد راضی نبودن به همین خاطر همیشه بهانه تراشی میکنن.تا حدی که بعضی وقتا فکر میکنم اگه ما طلاق بگیریم اونا نفس راحتی میکشن.
همسر من با وجود بعضی اخلاقای بد یا بهتر بگم بچه گانش خیلی ادم مودب و توداریه.هیچوقت تو روی خونوادم واینستاده و هرچی شنیده هضم کرده.این حرفا و صحبتا ممکنه همسرمو از زندگی با من دلسرد کنه؟
خونواده همسرم از لحاظ مالی(نه فرهنگی)تو سطح پایینی از خونواده من قرار دارن.مثلا تا یه چیزی میشه پدرم میگه اونا محله شون فلانه,پایینتر از مان,پیشش کوتاه نیا تو خیلی سرتری,اونا 100 سال مونده به ما برسنو مشابه این حرفا.
همیشه میگن بذار منتتو بکشه همچین دختری رو از کجا میخواست گیر بیاره
بعضی وقتا این حرفا باعث میشه همسرم ازم بپرسه چرا باهام ازدواج کردی؟پدرت راس میگه و احساس میکنم خیلی تحقیر میشه.
خیلی سعی کردم جلو خونوادم بایستم ولی هردفعه پدرم گفته اگه کسی حرفامو نادیده بگیره مهم نیست حتی اگه دخترم باشه من پاکش میکنم از زندگی خودم.
به خاطر اینا همیشه دلهره دارم.
رفتار من در مقابل همسر و خونوادم چطور باید باشه؟