سلام مجدد،
سایه خانم بگذارید مثالی بزنم تا موضوع کمی روشنتر شود. دختر عمه ام (شبنم) 12 سال سن دارد، در فنلاند متولد شد و به همراه خانواده اش، تمام عمرش را فقط در آنجا زندگی کرده (فنلاند برای او مکانی بیگانه نیست). او در دبستان چندین بار قربانی قلدری (به انگلیسی: Bullying) یکی دوتا از هم مدرسه ای هایش که از او سن و سال بیشتری داشتند شد. عمه و شوهر عمه ام از این موضوع بسیار ناراحت شدند و به مدیریت دبستان رفته، از آنها برای حمایت نکردن از شبنم شکایت کردند. پاسخی که مدیر به آنها داد این بود:
"ما از اینکه شبنم قربانی قلدری شده خبر داریم. عمداً دخالتی نمیکنیم تا او یاد بگیرد از خود و حقوق خود دفاع کند تا در آینده بتواند حریم شخصی اش را بدون توصل به دیگران حفظ و حمایت کند! به او بگویید از خودش دفاع کند و جلوی قلدرها بایستد، آنگاه از او تمام حمایتمان را خواهیم کرد."
قلدری همیشه به معنای پایمال کردن حقوق فیزیکی یک فرد (مثلاً زد و خورد یا پول گرفتن زوری) نیست. قلدری میتواند با کلمات هم صورت بگیرد، کلماتی که روان قربانی بی دفاع را آزار میدهد. به نظر من شما تنها زود رنج نیستید، بلکه همانطور که فرمودید "برای بد نمایان نشدن در جمعی، از بعضی مسائل (حقوقتان) چشم پوشی میکننید" - یا به عبارتی زیادی "دلپسند" هستید.
پست ارائه شده توسط خانم بهار شادی، یعنی تاپیک های "خیلی زود رنجم"، بعلاوه دو تاپیک دیگر: "حساسیت" و "زود رنجی" را با حوصله مطالعه کردم، منتها برای مسئله شما به نظرم همخوانی کامل را ندارد. بعنوان مثال در تاپیک 'خیلی زود رنجم' اکثر پیشنهادات ارائه شده به فرد قربانی حالتی "کوتاه بیا، به دل نگیر" و "مشکل را با تغییر خود حل کن" داشت که تا حد زیادی بجا و منطقی بود، اما در وضعیت شما، مسئله کاملاً متفاوت به نظر میاد چرا که شما نه تنها قربانی "آزار عمد" فردی دیگر قرار گرفته اید، بلکه تا جایی که مطلع هستیم، انتظاری غیر معقول از کسی ندارید.
در دوران دبیرستان که شیطنت همکلاسیها کم نبود پیش میامد کسی کاری کند یا حرفی بزند که منجر به اذیت شدنم شود. اگر صحبت محترمانه و منطقی به جایی نمیرسید، از تکنیک "محل نذاشتن" استفاده میکردم. اما واقعاً پیش میاد که طرف مقابل واقعاً بویی از نزاکت نبرده و از آزار دادن دست نمیکشد. در این شرایط برخوردی کاملاً جدی (نه دعوا)، یا در حالتی نادر، تحریم حقوق او (مثلاً رد درخواست کمک رساندن در دروس یا هر مسئله مشابهی) به مرحله اجرا گذاشته میشد. هدف این بود تا برای اولین بار به او شوکی وارد شود و یادآوری باشد که پاسخ لطف و محبت را با بی احترامی نمی دهند! اگر باز هم به نتیجه نمرسید یا از مشاور یا ناظم مدرسه درخواست دخالت میکردم، یا قرارداد "دعوا" (در صورت فحاشی طرف) را با کمال میل به مرحله اجرا میگذاشتم.
حال، لازم نیست به قول وینستون چرچیل (نخست وزیر بریتانیا در جنگ جهانی دوم) "نرم سخن بگویید اما همیشه چوبی بلند به همراه داشته باشید" اما سعی کنید هر از گاهی پاسخ کسانی که از خلق و خوی شما سوء استفاده میکنند را با جدیت دهید. فراموش نکنید در این معادله شما "مدافع حقوق خود" هستید، نه یک مجرم.
پی نوشت: اگر کسی با فردی که او را قلباً دوست دارید (مثلاً اعضای خانواده) برخوردی نادرست داشته باشد شما عصبانی میشوید، شاید دخالت هم کنید. منظور از "خود را بیشتر دوست داشته باشید" همین است --> از حقوق خود بطور منطقی و منصفانه دفاع کنید. :-)
موفق باشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)