سلام دوستان.

دوباره شروع شد، روز از نو روزی از نو. دیگه از این کارای همسرم خسته شدم، از بهونه گیریاش.

۲ماه بود با کمک شما خوب شده بود، خدارو شکر نه دوامون میشد نه بهونه می‌گرفت. با خانوادمم رفتارش خوب بود، ولی‌ دوباره بدون هیچ دلیلی‌ شروع کرده.

میگه خانواده‌ت به خواهرت بیشتر از تو بها میدان و توجه می‌کنن، منم هیچی‌ نمیگم.( اما اصلا این طور نیست مگه می‌شه یه پدرو مادر یکی‌ از بچهاشونو بیشتر از اون یکی‌ بخوان و دوست داشته باشن) ولی‌ شوهرم همش می‌خواد اینو به من ثابت کنه. ۲۷ سال با پدرو مادرم زندگی کردم این موضوع رو متوجه نشدم و فرقی‌ احساس نکردم، حالا ۲ ساله اومده می‌خواد این موضوع رو اثبات کنه.

باور کنین دیگه وقتی‌ از خانواد‌م میگه طرف کشی‌ نمیکنم که حساس شه، دیگه رفت و امدمون رو با خانوادهامون کنترل می‌کنیم. هفته‌ای ۱ بار خونه هر کدوم میریم.

۲شب پیش بد از ۱هفته افطار خونه بابام اینا بودیم. دوباره مثل قبلا شده بود. ساکت یه گوشه نشست بود، انگار که ارث باباشو از خانواده من می‌خواد. اخماشو تو هم کرده بود و با کسی‌ حرف نمی‌زد. خواهرم اینام بودن،نمیدونم از شوهر خواهرم خوشش نمیاد یا چیز دیگه ائه؟؟؟ (ولی‌ ماه پیش تو اسباب کشی خواهرم انقدر کمک کرد‌‌ تازه پولم رفته بود بهشون قرض داده بود...)

اصلا نمی‌فهمم ،شاید هم به رفتارهای محبت آمیز خانواد‌م به من حسادت می‌کنه.

فکر می‌کنم همسرم یه عیب بزرگ داره ،اونم اینه که حد وسط نداره، و نمیتونه تعادل تو رفتاراش ایجاد کنه. یا انقدر خوبه که حد نداره، یا انقدر بد می‌شه که همه ازش گریزون میشن...

الان ۲ شبه از خونه بابام اینا برگشتیم، اصلا بامن حرف نمیزنه. تو خودشه. من همانطور که شما گفتین تمام کارمو می‌کنم افطار حاضر می‌کنم، در موارد نیاز هم باهاش حرف میزنم که اون با سر جوابمو میده. میدونید از این ناراحتم که باهاش شرط گذاشته بودم که هم قهر نکنه هم وقتی‌ از چیزی ناراحت می‌شه بم بگه.

ولی‌ الان اصلا نمیدونم از چی‌ ناراحته!!!

بهم بگین چی‌ کار کنم. براش نامه بنویسم یا مستقیماً برم باش صحبت کنم.؟؟؟

(راستش من با برادرشوهرم همکاریم،خیلی‌ مرد خوبیه، باعث ازدواج من و شوهرم اون بود. ولی‌ ایشون هم همینطورن. ۴ ماه قبل عید یهو بدون اینکه چیزی بگه با من ۴ ماه ، تاعید قهر کرد و عید آشتی‌ کرد، ولی‌ من اصلا نفهمیدم برا چی‌ قهر کرده بود. هر بارم که ازش می‌پرسیدم یه چیز میگفت و یه بهونه میاورد. حتی با شوهرم هم سر سنگین بود، خدارو شکر شوهرم تو این جور مواقع طرف منو میگیره همیشه)

کمکم کنین با همسرم چه طور رفتار کنم؟