سلام ساراجان
لطفا یک کاری بکن! دیگه ازش چیزی نخواه و یک مدت برای خودت و فرزندت زندگی کن! فقط اولویت رو در آرامش خودت
بگذار و حتی دیگه بهش نه التماس کن و نه چیز دیگه! با آرامش و عزت نفس بدون گلایه یک مدت حس کن همسرت
نیست و رفته ماموریت. این آقا هنوز نفهمیده زندگی مشترک یعنی چی!
پس شما باید تمام مسئولیت ها رو به دوشش بندازی و حتی اگه لازم می بینی سر کار نری! اون باید بفهمه این بچه
پدر داره و مال پدرش هم هست و شما فقط حملش کردی!
خیلی معمولی فقط وظایف زناشویی و مادرانت رو انجام بده! نه سر کار برو و نه پیگیرش باش که کجاست! فقط تا
میتونی بهش حس مردانه و اقتدار بده که بفهمه شما و فرزندت به اون تکیه دارین و ایشون نقش اصلی در پدید
آمدن بچه داشتن و بهش بدون دعوا و بحث با آرامش بگو دوست داشتی پدرت هم می گفت تو که پسرشی بهش
ربطی نداری؟
اگر می بینی دهن بینه خودت رو به مادرش نزدیک کن و مثلا بگو اونها هم تو تولد باشن. وقتی می بینی همسرت
توی مشته مادرشه با نزدیک شدن به مادرش باهاش صمیمی بشو تا ببینی چطور همسرت رو به سمت تو و
فرزندت سوق میده. مثلا به فرزندت یاد بده واسه مامان بزرگش شیرین زبانی کنه و زبون بریزه!
خودتون رو توی دل خانوادش جا کن با سیاست!
سر کار نرو و همه چیز رو بنداز گردنش! باهاش بحث نکن اما همین که ببینه داری به خانوادش محبت می کنی (رگ
خواب همسرت خانوادشه) هم دیگه سر کار نمیری مجبور میشه مسئولیت رو بپذیره!
سعی کن بهش اقتدار بدی و تاکید کنی که به حضور مردانش تو خونه افتخار می کنی!
سعی کن پای فامیلش رو به مسائلت باز نکنی چون مسلما حق رو به اون میدن و شاید کار رو بدتر کنه! برای صحبت باهاش باید
با کسی صحبت بشه که خیر خواهه و همسرت ازش حرف شنوی داره نه اینکه بری با کسی صحبت کنی که اوضاع
بدتر بشه! ضمنا توصیه اکید دارم برای مسئول کردنش وظایفش رو به عهدش بسپاری و سر کار نری دیگه!
الان مهمترین وظیفه تو تربیت فرزندته!
راستی دعوای خانواده ها سر چی بوده؟ الان رابطتون چطوره؟
موفق باشی.









علاقه مندی ها (Bookmarks)