به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 شهریور 91 [ 10:21]
    تاریخ عضویت
    1389-5-28
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    2,876
    سطح
    32
    Points: 2,876, Level: 32
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    52

    تشکرشده 53 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array

    گفتین آزادش بذار اینم نتیجش!!! حالا چیکار کنم ؟؟؟

    با سلام خدمت همه دوستان و عزیزان
    چند تا پست داشتم که مشکلاتمو با خانواده همسرم مطرح کرده بودم . عمده مشکل من وابستگی شدید شوهرم به خانوادش بود که اگر صبح و عصر اونجا نمیرفت دعوا میگرفت. بهش میگفتم کمتر برو ،میگفت تو میخوای منو از خانوادم دور کنی. مادر و پدرش هم از اینکه اون تنها بره اونجا ناراحت نمیشدن و هیچ وقت نمیپرسیدن زنت کو !!! چرا تنهایی!!!! تازه ازش حمایت میکردن و ....
    اینجا دوستان راهنماییم کردن که یه مدت بی خیال شو .آزادش بذار ، هی نگو کم برو .... به پر و پاش نپیچ . منم اینها رو منطقی دیدم و بهشون عمل کردم . از وقتی که بچم به دنیا اومده ( الان 10 ماهشه) آزاد بود که هر وقت که دلش میخواد بره خونه باباش.اما این رفتن ها کم کم تبدیل به عادت شد و الان طوریه که اصلا براش من و بچه مهم نیستیم (تو این فاصله یه دعوایی بین ما و خانواده هامون شد که رابطه ما با خانواده هامون قطع شد.) . انگار نه انگار خونه و زندگی داره. همش میگه انتخاب تو اشتباه بود.... وقتی میگم چرا ؟؟؟ سکوت میکنه !! (مامانش میگه کاش عروس غریبه نمیاوردم اشتباه کردم ، اینم به دهنش گرفته .شوهرم دهن بینه شدید.) یا کارای خونه رو انجام نمیده منم به نصیحت شما انجام نمیدم و کار ممکنه چند ماه بمونه .انگار نه انگار. صبح ها من سر کارم اون تا 2 خونه باباش.نهار که میخوره باز ساعت 4 دوباره خونه بابا تا 9.5 شب !!!!!!!!
    البته من دیگه شک کردم به انکه خونه باباش باشه.
    چند روز ماه رمضون سفره افطار پهن میکنم نمیاد .ز میزنم کجایی ؟ خونه بابام !!!! به منم میگه تو هم برو پیش بابات (خونمون نزدیک بابامه و مامانم نیست من واسشون غذا میپذم) . همیشه هم ناراحت و دعوا داره .میپرسم چی شده ناراحتی ؟؟؟؟ به تو ربطی نداره....
    دارم دیوونه میشم با این شوهر.
    تمام مسولیت زندگی و بچه رو دوش منه. حتی واسه بچه خرید نمیکنه.تولد بچست از زیرش در میره .میگه من تولد نمیگیرم .به من چه .
    تو رو خدا بگین با این شوهر چیکار کنم ؟
    کلا بی خیال ما شده.
    به هیچ وجه هم صحبت نمیکنه . یه روز گفتم بیا مشکلتمون رو حل کنیم .میگه من با تو صحبتی ندارم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید sara62 تشکرکرده است .

    sara62 (چهارشنبه 04 مرداد 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نتیجه پذیرش سختیها
    توسط بی دل در انجمن رنج
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 11 دی 96, 10:39
  2. خانم هایی که طلاق گرفتین به کمک تون احتیاج دارم
    توسط E_Aysan در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه 09 اسفند 94, 06:40
  3. اقدام برای اشنایی بیشتر یا عمل به نتیجه استخاره ؟؟؟
    توسط محمد1391 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: جمعه 30 فروردین 92, 20:33
  4. به اين احساس اوليه اعتماد كنم؟؟؟ ... به نظرتون من زود قضاوت ميكنم؟؟؟
    توسط rama25 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 09:00
  5. فتیله فتیله جمعه تالار تعطیله
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مسائل واخبار اعضاء و تالار
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: شنبه 10 مرداد 88, 20:15

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.