به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 31

Threaded View

  1. #11
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با وجود منصرف شدنش دوباره از او خواستگاری کنم؟

    سلام دوستان عزیز،

    از دیدن جواب های خوب و کامل شما خیلی خوشحال شدم و از همه مطالبی که گفتید استفاده کردم. سعی می کنم به سوال هایی که پرسیدید پاسخ بدهم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam123
    میشه بگید علت اینکه انقدر در مورد شرط اون خانوم برای ازدواج معطل کردید چی بوده؟
    یعنی اگر پدرش تماس نمیگرفت شما همچنان خبری نمیدادید که ایا شرط رو پذیرفتید یا نه؟(بعد از دو هفته )
    من زیاد معطل نکردم. من قصد داشتم هفته بعدش یک قرار حضوری بگذارم و یک سوال هایی از او بپرسم و بعد بگویم که مسئله ای که عنوان کرده رو می توانم بپذیرم یا نه. و چند بار هم تماس گرفتم تا قرار بگذاریم. ولی ایشون به علت امتحان ها فرصت برای قرار مجدد نداشت. و از نظر من مسئله مهم تر از این بود که تلفنی بخواهم حلش کنم. من می خواستم صبر کنم تا امتحانش رو بده و بعد با او صحبت کنم. همینطور اصلاً قرار بر این بود که پدرش تماس بگیرد تا برای دیدار به خانه ما بیایند. ولی به صورت تعجبی پدرش گفت که منصرف شده.


    نقل قول نوشته اصلی توسط نازنین 1
    به نظر من این دختر خانم که برای شما شرط ازدواج گذاشته تا حد زیادی شمارو قبول داشته مگرنه دلیلی نداشته شرطش رو بیان کنه،چون با قبول کردن شرط در واقع ایشون به شما قرار بوده جواب مثبت بده....

    برای اینکار به صحبت هایی اخری که باهاش داشتید فکر کنید و ببینید چه جوری به شما جواب داد...بعد از اینکه پدرش به مادر شما گفت دخترم منصرف شده ،شما با ایشون تماس گرفتید ،ایشون چه برخوردی داشت؟مثل همیشه بود؟سردتر بود؟مشخص بود به زور داره جواب می ده یا مشخص بود که از تماس شما خوشحاله؟دست پاچه بود یا نه با اعتماد به نفس و راحت حرف می زد؟
    در جلسه آخر تا حدودی تردید هایی که راجع به احساس خودم نسبت به ایشون داشتم، برطرف شد و نظرم خیلی مثبت تر شد. احساس می کردم که ایشون هم نسبت به من نظر مثبتی دارد. وگرنه به قول شما چرا باید شرط می گذاشت.

    وقتی بعد از منصرف شدنش برای خداحافظی باهاش تماس گرفتم، مثل همیشه بود و چیزی رو در صدایش حس نکردم. کلاً (خودش هم می گفت) شاید زیادی آدمی منطقی بود و من از او برخورد احساسی به ندرت دیدم. متوجه نوسانات احساسی در او نشدم، در صورتی که من اینطور بودم. یا یک مسئله ای که من رو نگران کرد این بود که احساس می کردم ایشون مثل من ذوق و شوق برای این دوران شناخت ندارد، و یا در تمام این 2-3 ماه هیچ وقت نشد که خودش به من زنگ بزند با حتی پیغام بدهد و احوال پرسی ساده بکند. وقتی دلیلش رو پرسیدم گفت که به نظرم آقایون باید زنگ بزنند و همینطور اینکه ما هنوز با هم اون قدر صمیمی نیستیم که من بخواهم زنگ بزنم. ولی این مسئله زیاد برای من و خانواده ام قابل فهم نبود.

    یک مسئله که فکر می کنم خیلی در تصمیم گیریش تاثیر گزار بوده باشه، این بود که خیلی دختر مستقلی بود و نگران بود که ازدواج محدودش کند و شاید فکر کرد من آدم سخت گیری باشم. و به همین خاطر هم منصرف شد.

    اینکه من هنوز کلاً ایشون رو فراموش نکردم یک علتش شخصیت و نکات اخلاقی مثبت خود این دختر هست که در کمتر کسی دیدم. و علت دیگر هم این هست که من در اینجا خیلی کم موقعیت ازدواج دارم، و نمی دانم که چقدر دیگر باید صبر کنم تا دوباره یک دختری پیدا کنم که از نظر مذهبی و اخلاقی و سطح فکری و تحصیلات و ... در حد ایشون باشد. با این حال فکر نمی کنم این فکر صحیح باشد و دلیل مناسبی برای انتخاب یک نفر باشد.

    همیشه جدال بین عقل و دل هست. اینجا هم همینطور. فقط یکم قضیه برعکس شده. من منطقم می گوید که این دختر تا حدود زیادی مناسب هست، ولی دلم اون طور که باید و شاید همراه نشده :)
    بعد از اینکه رابطه به هم خورد من خیلی ناراحت شدم و تا 2 هفته غمگین بودم. ولی احساس می کنم این غم بیشتر به خاطر این بود که یک موقعیت ازدواج خوب رو از دست دادم. و الآن هم احساس دلتنگی خاصی نسبت به ایشون ندارم. حالا نمی دانم علتش این هست که طبق اصول تالار همدردی دوران شناخت رو به دور از احساسات طی کردم؟ و یا اینکه نه، اگر ایشون فرد مناسب من بود باید احساسات خیلی بیشتر از اینها در من ایجاد می شد.


    باز هم از همگی شما متشکرم!!!

  2. 11 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (دوشنبه 02 مرداد 91), maryam240 (جمعه 16 مرداد 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.