سلام....
خستم خسته ..
چرا کسی حرف منو نمیفهمه ؟
چرا وقتی میگم میخوام تنها باشم میگن: اتفاقی افتاده؟ دعواتون شده؟
خستم خسته...
دارم رفتار جرات مدارانه ام رو تقویت می کردم به امید بهبود ...
اما حالا که جرات مدارانه حرف میزنم تو جواب حاضرجوابی هاشون کم میارم.
میگم : قراره به خاطر سالگرد عقدمون بریم یه سفر "دونفره:" میگن: چه خوب مدتیه نیاز به سفر داریم، حالا که ماشین نداریم با شما میایم.!!!
خدا چرا نمی فهمن که من خستم.
میگم: خونه ی فلانی نمیایم، زیاد احساس راحتی نمی کنیم اونجا. میگن: نه بابا باید بیایین اونا خیلی خوشحال میشن شما هم بیاید.( بابا نمیخوام بیام.)

خسته شدم از این همه خودخواهی..
خسته شدم از دست خودم که همیشه طوری رفتار کردم که دیگران رو خوشحال کنم. نه خودم رو...
حتی خسته که چند تا مثال بهتر بزنم.(میدونم میاید و میگید این که چیزی نیست.)
اما خسته ام از نوشتن و گفتن ...

شوهرم میگه : از بس خوش خدمتی، ازت سوئ استفاده میکنن..
من نمیخوام کسی رو از خودم برنجونم اما نمیخوام هم که رنجیده بشم..