پدر بزرگ چیکار کردی پدر من؟!!!! باور کن غذاهات رو که دیدم دیگه همه آموزه های تالار از ذهنم پرید!! با سر رفتم توی آشپزخونه و خودم را به قابلمه غذا رسوندم و عین قحطی زده هاداغ داغ خوردم زبونم سر تا سر سوخخخخت
نکنید با جووون مردم از این کارا.
ولی خداییش پدر بزرگ سلیقه ات حرف نداره. چه کباااااااااابی! خورش قیییییمه! مررررسی از این غذاهای خوشمزه. یه خورده به این جوونها هم یاد بده دیگه پدر من. نیگا کن ببین تازه بچه مثبت مون به تهاجم فرهنگی روی آورده با اون سالاد ماکارونی ماست مالی شده اش!![]()
محمد ابراهیمی این رسمشه آخه! حالا خواستی یه غذا به ما بدی عین اوناییکه عید میرن مسافرت کسی نیاد خونهشون فوری زدی به جاده!!!
و اما بهار رو تا اطلاع ثانوی اینجا نخواهید دید، چون با اعصاب معده اش بدجوری بازی شده! غذای بابا بزرگ هم فکر کنم دیگه بهار رو هم کشوند سمت آشپزخونه!
بچه مثبت تهدید میکنییییی؟ نه! خودشو تهدید میکنی؟ الان فهمیدم جریان تعریف کردن اونها هم از کجا آب میخوره! خورش قیمه با نخود؟ !!! خوب اینکه میشه آبگوشت با سیب زمینی سرخ کرده. ایییییی ! به نظرم بیا یه کاری کن! شما همون امور کلی رو به عهده بگیر. امور جزیی مثل آشپزی رو بسپار به خانوم
دوستان! میخوام پرده از یک راز بزرگ بردارم:
فرشته در حال شکنجه روی صندلی داغ اعتراف کرد که بلده بژی های خوشمزه ای بپزه. بژی چیه؟ فرشته رو کت بسته بیارید اینجا براتون بپزه متوجه میشید
بچه مثیت! توطئه ات در دم شکست خورد! عکس ات لود نشد که بتونی با اعصاب معده ملت بازی کنی. ها ها ها![]()







داغ داغ خوردم زبونم سر تا سر سوخخخخت
نکنید با جووون مردم از این کارا.
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)