
نوشته اصلی توسط
elahe.a
سلام بر اعضای خوب همدردی
تازه عضو شدم و مشکلم با خاستگارم را مطرح کردم، ایشان با ورزش من مشکل داره، و هر چی جلوتر میریم منو میخواد محدود تر کنه، مثلا منی که حرفه ای ورزش میکنم فقط با یه روز ورزش موافقت کرده، و باقی روزها باید 5بعد از ظهر خونه باشم و این در حالی هست که من شاغلم و تا 4 سر کار و اگر بخوام با ایشان ازدواج کنم از یه سمت تهران که محل کارم هست باید تا سمت دیگه بروم که حداقل 1.5 ساعت تو را هم، نقاشی میکشیدم و کلاس میرفتم که اگر ازدواج کنم باید ترک کنم، حالا همه اینها مهم نیست، مسئله اینجاست که ایشون همه برنامه هاشون به من اولویت دارن،،،، حتی تفریح با دوستانش، مثلا ایشان دو هفته به دلیل امتحانی که داشتن هیچ برنامه ملا قاتی با من نگذاشتن، تلفنها رو خیلی سرد و در حد سلام و خوبی خداحافظ جوابگو بودن چون امتحان مهمی داشتن اما در این میان 2 روز شهر خودشون رفتن تا به مهمونی خانوادگی برسن و روز بعدشم به پیک نیکه خانوادگی! بعد از امتحانشون هم با دوستانشون رفتن شمال.
من ناراحتیمو خیلی محترمانه اعلام کردم و مرتب میگه چون استرس داشتم چون فلا ن چون بهمان، یا اینکه ایشون پری روز گفت که میخواد آبگوشت بار بزاره و منو دعوت به خونش کرد اما چون مجردی زندگی میکنه من نپذیرفتم بروم منزلشون و گفتم ناهار بریم بیرون اما ایشون اعلا م کرد که میخواد ابگوشت بخوره و 5 شنبه هم میره توچال با دوستانش تا جمعه عصر، و میتونه جمعه شب منو ببره بیرون و دیگه وقت نداره، این در حالی هست که تو مدت 6 ماه آشناییمون ایشون تا حالا منو به صرف غذا دعوت نکردن و میدونن پدرم به زمان برگشت من حساسن و من نباید دیر تر از 9-9.30 بر گردم،
خلاصه اینجا چند مسئله نگرانم میکنه
یک: توی زندگی حتی الان که ادعای عشق داره خودش و برنامه هاش اولویت داره
دو: من خانم بسته ای نیستم اما در یه خانواده با چارچوب بزرگ شدم اما حس میکنم ایشون قصد دارن من را بسیار محدود کنن که با روحیات من سازگار نیست
سه: میترسم ایشون خسیس باشن حداقل در قبال همسر چون دیدم مردهایی که برل همه پول دارن به جز همسر
چهار: ورزشم که برام انرژی حیات بخشه
بگین چه کنم؟ حساس بیش از حدم یا حسم درسته؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)