سارا جان امروز اگه با عصبانیت باهاش حرف زدی و همه چی رو تموم کردی امید نداشته باش که اون دیگه تماس نگیره. ولی دیگه بعد از این به هیچ وجه حتی یک کلمه هم باهاش حرف نزن. باور کن توضیح دادن تو هیچ چیزی رو برای اون عوض نمیکنه و نمیتونه قانعش کنه. یادمه برات خاطره دوستی 4 سال پیش خودمو تعریف کردم. تازه رابطه ما تا این حد هم نزدیک نبود. اما اون پسر با وجود گذشت 4 سال هنوزم هر از گاهی زنگ میزنه. دیگه چه برسه به رابطه شما که انقدر نزدیک بوده. فقط باید امید داشته باشی که خودش به این نتیجه برسه که جدایی شما به نفع هر دوتونه. اونم هیچ ربطی به توضیح دادن تو نداره. خودش باید به این موضوع برسه. اونم وقتی که یه مدت بگذره و بتونه عاقلانه تر به موضوع نگاه کنه.
با این که من اصلا اعتقاد ندارم که تماس امروزت کار درستی باشه ولی حالا که تصمیم گرفتی حرف بزنی طوری حرفت نگو که یه وقت فکر کنه اگه همسرشو طلاق داده بود تو الان ترکش نمیکردی. چون اینجوری حس بدی که به زنش داره بیشتر میشه. یه جوری کامل نا امیدش کن. بگو من دوست دارم با پسری ازدواج کنم که اولین ازدواجش با من باشه. بگو نمیتونم به مردی که رابطه رو با دروغ شروع کرده اعتماد داشته باشم. بگو نمیتونم با مردی زندگی کنم که قبلا با یه زن دیگه زندگی کرده و ازش بچه داره. بگو من تو رو دوست نداشتم فقط وابستگی بود و وقتی منطقی به همه جوانب مسئله نگاه کردم و عیب های تو رو دیدم فهمیدم که دوستت نداشتم. بگو اگه من رو دوست داری و آیندم برات مهمه دست از سرم بردار و برو. چون من با تو خوشبخت نمیشم.
خلاصه این که کلا نا امیدش کن. هر چی می خوای تو این تماستون بهش بگو ولی بعدش دیگه کات کامل. اینو جدی بهت میگم. اگه می خوای سختی هایی که تو این چند روز کشیدی بر باد فنا نره دیگه باهاش صحبت نکن.
موفق باشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)