ساراجان... به جرأت می تونم بگم با اون شور و عشق و به قول خودت اون حباب توخالی واقعا فکر نمی کردم انقدر فوری تصمیم درست رو بگیری... آفرین به تو... فکر نکن کار کمی کردی ها؟ ابدا! دختری رو می شناسم که دقیقا با شیوه ظالمانه ای وارد یک زندگی شد انقدر زنگ زد به مرد آه و ناله کرد خودکشی کرد و ... تا بلاخره خانم خونه رو فراری داد و الان هنوز مهر طلاق اونها نخورده به فکر ازدواج خودشه! فکر نکن همه اینجورین! بخدا گاهی اوقات از کار این بشر دوپا آدم می مونه!
می دونی؟ من بدجور به مکافات اعمال اعتقاد دارم. میگن هرچقدر آدم دیگران رو اذیت کنه و انزژی منفی براشون بفرسته یه جای دیگه از یه موردی که براش خیلی مهمه ضربه می خوره و احساسش جریحه دار می شه. تو فکر کن آدم بخواد یه زندگی رو نابود کنه! حلال خدا رو حرام کنه اونوقت بچه ای که از اون ازدواج متولد میشه چی باید باشه!!!
ساراجان. شاید الان از این کات کردن احساس آزادی بهت دست داده اما اینو بدون پایداری بر سر تصمیمت یه کم سخته. یعنی اینکه نباید کم بیاری. در این موقع ممکنه احساساتت متفاوتی رو تجربه کنی اما درنهایت مهمه که با منطق خودت همیشه خودت رو قانع کنی. اینجوری خیلی کمتر اذیت میشی و احتمال بازگشتت صفر میشه.
من به تو دختر خوب و خانم افتخار می کنم....آفرین
![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)