به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 46

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    راه حل مشکلاتم با شوهرم چیه؟(همچنان توقع توجه ازش دارم و وقتی بی جواب میمونه..... )

    سلام
    بازم تاپیک من بسته شد، من مبهوت سرعت بالا رفتن پستها تو تاپیکم هستم والبته مبهوت مهربونی دوستانی که هیچوقت تنهام نمیزارن
    آقا کیوان، مرسی از توضیحتون ولی من رفتم مشاوره حضوری گفت طلاق بگیر، البته شاید واقعا راه حل درست و عقلانیشم همین باشه، نمیدونم این چیه که داره منو به ادامه زندگی میکشونه، واقعا نمیفهمم

    از دوستانم میخوام با توجه به نوشته های اخیرم اگه چیزی به نظرشون میرسه خیلی روشن و واضح برام بنویسن
    ببینین، من تمام سعیمو میکنم که کمتر حساس باشم، تا حدی هم موفق شدم، ولی همچنان از لحاظ عاطفی ازش ضربه میخورم، همچنان توقع توجه ازش دارم و وقتی بی جواب میمونه اونم در حالیکه تو همون شرایط برای دیگران همون توجه رو قائل میشه خیلی برام سخته،
    من تصمیم گرفته بودم هرجا نیومد خودم تنها برم، و از حمایتم در مقابلش کم کنم، ولی بازم اینجا منم که بازندم چون من و خانوادم و فامیل و آشناهامون برامون مهمه که زن و شوهر کنار هم باشن، ولی شوهرم، خانوادش و اطرافیانش براشون مهم نیست و اصلا ناراحت نمیشن
    جالبه بدونین فکر میکرد من این تعطیلات میرم باغ و تنهاش میزارم (تو اس ام اس براش نوشته بودم) به خدا برا خودش برنامه ریزی کرده بود که باباش که هست خواهرش رو هم دعوت کنه، هی به من میگفت میخوای برات ماشین بگیرم بری باغ
    میبینین، یعنی وقتی من خونه نیستم به راحتی خواهرش میاد و اصلا احترام نگه نمیداره که خانمت نیست من نمیام
    منم دلم نمیخواست زندگیم زیر دستشون بیفته، همینطوری هم که من خونه هستم با بی ادبی سر همه چی میرن و اصلا بد نمیدونن
    به قول معروف
    اگر دردم یکی بودی چه بودی، اگر غم اندکی بودی چه بودی

  2. 2 کاربر از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده اند .

    shamim_bahari2 (یکشنبه 18 تیر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وقتی ناراحتم به سختی می تونم حرف بزنم(دوستان قدیمی لطفا باهام صحبت کنید)
    توسط ستاره آشنا در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 مهر 97, 23:46
  2. خواهش می کنم در مورد توهین اشخاص به خودتون و متوجه کردن انها به اشتباهشون راهکار بدید
    توسط qazqaz در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 28 بهمن 94, 10:57
  3. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 خرداد 91, 22:27
  4. خانواده شوهر بی توجه به ما و پر توقع
    توسط فرشته شب در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 شهریور 90, 14:50

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.