دختر جان به جای اینکه به اون بیچاره بگی پسرعموم خوب همین حرفایی که اینجا نوشتی رو بهش رو راست بگو دیگه. تو واقعا پسر عموتو دوست داری؟ یا یه چیزی به اون گفتی؟ من با پست انی موافقم(پست 8). این یه جور خودخواهیه. طوری که انگار هیچ اهمیتی به اون نمی دی. بهش بگو گیج شدی. بگو ازش وقت می خوای مثلا یه ماه یا دو ماه نهایتا که فکر کنی و روی خودسازیت کار کنی.
شاید توی خونوادت به اندازه کافی بهت توجه نشده و مهم ندیدنت که انقدر دنبال اینی که بهت اهمیت بدن. هنوز نمی دونی اینکه خودت به یکی اهمیت بدی هم چقدر می تونه لذتبخش باشه.
اگه دوسش نداری رهاش کن بره. اما اگه نمی دونی چته بهش روراست بگو نمی دونی و گیجی و یک یا دو ماه وقت بخواه. توی این یکی دو ماه روی خودت کار کن ببین صفات بدت و نیمه ی تاریکت چیه که باعث می شه از این رفتا خوشحال بشی.
www.hamdardi.net/thread-23001.html
پست 10 سایت مدیتیشن به زیان ساده رو گذاشتم. بخونش و به خودت آگاهی بیشتری پیدا کن.
اون پسر ایراد نداره. تو باید به خودت به ویژگیات اگاهی پیدا کنی. یا این سایته می تونی ضعفاتو پیدا کنی و روی اونا کار کنی. یعنی واضح بگم مشکل توی قسمت تاریک و سایه ی خودته. توی خودت با کمک این درسا بگرد نه توی اون پسر و پسرعمو و ادمای دیگه. امیدوارم موفق باشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)