مدت یک سال با پسری در ارتباط هستم که در این مدت یک رابطه ی عاطفی نزدیک بهم داریم اما به دلیل فاصله ی مکانی دور که داشتیم فقط چند بار باهم ملاقات حضوری داشتیم. در این مدت با شناختی که من پیدا کردم ایشون پسر خوبی هستن و معیارهای من از فردی که دوست داشتم دارن.ایشون یک بار همراه خانواده برای آشنایی اومدن منزل ما اما بعد از اون اتفاقاتی افتاد که باعث شد ایشون مدتی با یک نفر دیگه ارتباط چت برقرار کنن و توی این مدت ما باهم کاملا ارتباطو قطع کردیم و من ضربه سختی خوردم! دوباره ایشون برگشتن و کاملا پشیمون شده بود از کارش و قبول کرد اشتباهشو و سعی در جبرانش داشت.در این بین من خواستگارای زیادی داشتم که هرکدوم رو به یک بهانه رد میکردم چون احساسم اینجا درگیر بود اصلا بهشون فکر نمیکردم تا اینکه یکی از اقوام که موقعیت و شرایط خوبی داره و از نظر خانوادم مورد تایید هست به خواستگاریم میخواد بیاد و خیلی پافشاری داره اما من به جز صحبت معمولی هیچ شناختی ازشون ندارم و اونم شهر دیگه زندگی میکنه
الان تکلیفم توی این رابطه مشخص نیست و هرچقدر تلاش میکنیم خانواده ها قدم جلو نمیزارن و میگن شناخت نداریم از طرفی شرایط ایشون هنوز اونقدر کامل نیست از طرفی احساسم توی این رابطه سخت درگیره جوری که وقتی به تمام شدنش فکر میکنم فقط گریه میکنم و نمیدونم باید چکار کنم با این سر در گمی
ممنون میشم از راهنماییتون








علاقه مندی ها (Bookmarks)