سلام
مشکلی دارم که زندگیمو مختل کرده...
با پسری آشنا شدم و مدتی با هم ارتباط تلفنی داشتیم، ازم تقاضای سکس داشت ولی بهش گفتم بدون احساس وارد یه همچین رابطه ی نزدیکی نمیشم، من هم می خواستم، نمیگم نمی خواستم، اما می ترسیدم وابسته بشم بهش و اون هم قطعا با من ازدواج نمیکرد! من می موندم و تنهایی و افسردگی...
تلفنمو چند روزه خاموش کردم اما چون هم دانشگاهیمه نمی دونم اگه بیاد سراغم باید چی کار کنم، نمیدونم اراده کافی برای مقاومت دارم یا نه...
همزمان با این جریان دوست همکلاسیم (دختر) چند روز باهام قطع رابطه کرد، درباره اون پسر باهاش حرف زده بودم، نمی دونستم چرا باهام این طور رفتار می کنه ، چون دختر خیلی مهربونیه...
تا اینکه دو روزه پیش ازش به صراحت پرسیدم دلیل این رفتارهاش چیه ( بد رفتاری با پسرهایی که به من ابراز علاقه می کند) فهمیدم همجنسگراست و عاشقمه
حالا نمی دونم چی کار کنم من می خوام با پسر رابطه داشته باشم نه دختر ، ولی نمی خوام دوستمو از دست بدم...
دارم دیونه می شم... دلم می خواد از همه فرار کنم... از همه طرف بهم فشار میارن...
من آدم مذهبی نیستم ، جوابی بهم بدید که بتونم قبول کنم ازتون
مرسی








علاقه مندی ها (Bookmarks)