شوهرت چرا اینکارو کرد؟تو چطوری متوجه شدی؟از کجا میدنی دوست دختر سابقش بوده؟

تا حالا درباره این موضوع با همسرت حرف زدی؟؟تا حالا دلیلش رو بهت گفته؟؟

قبل از اون کارش رابطتون چطوری بود؟بحث داشتین؟؟بهانه جویی؟؟

فکر می کردم با ازدواج تمام مشکلاتم حل میشه و عشقمو فراموش می کنم
لنا جان خیلی از ما ها اینجوریم..فکر میکنیم ازدواج کلید خوشبختیمونه..فکر میکنیم همسرمون میتونه ما رو به ارزوهامون برسونه..یا حتی گاهی عیبها کمبودها یا خاطرات گذشتمونو پاک کنه.
لنا جان ایراد کار همینجاست..اشتباه ما همینه..اونم یه ادمه..کلید حل مشکلاتمون نیست..اونم اشتباه میکنه و خطا داره..نقص و کمبود هم داره.حالا اگه ما همه امیدمونو به شخصی به نام همسر گره بزنیم همین میشه که اتفاق افتاد..با اشتباه و لغزش اون کاخ امید ما خراب میشه و به یکباره انگار تموم دنیای ذهنیمون فرو میریزه.

لنا جان اول قبول کن..تنها کسی که مسئول خوشبختی و حل مشکلاتت هست فقط خودتی.

میدونم خشمگینی اما همونطور که گفتم رفتار الانت بیشتر از همه به خودت ضربه میزنه...

در حال حاضر همسرم کاملا به من بی توجه است.به افکار عقاید نظرات و نیازهای من هیچ توجهی نداره.هیچوقت وقتی برای هم صحبتی با من نداره.
رابطتون ایراد داره..مثل خیلیای دیگه که نمونشون تو این تالار هست..اما قابل حل هست..میشه درست بشه..
از رابطتون بگو..