به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 22

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 07 شهریور 92 [ 22:10]
    تاریخ عضویت
    1390-11-17
    نوشته ها
    218
    امتیاز
    1,668
    سطح
    23
    Points: 1,668, Level: 23
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    590

    تشکرشده 585 در 180 پست

    Rep Power
    0
    Array

    میان سنت و مدرنیته گیر کردم

    همون طور که از عنوان تاپیکم برمیاد مشکل من گیر کردن بین مدرنیته و سنت است، بین طرز تفکرات جوانان امروز و پدر و مادر هامون، میان نسل جدید و نسل قدیم

    خیلی وقت ها نمیشه این دو رو کنار هم داشت یا به اصطلاح ani عزیز هم خرو خواست هم خرما (http://www.hamdardi.net/thread-22631-page-2.html) .

    مسلما انفعال چیز خوبی نیست، چون خودم همیشه به حرف پدر ومادرم گوش کردم، رشته دانشگاهی، شغل، رفت و آمد، پوشش، کلا دختری بودم تو خانواده ای با چارچوب های زیاد و عدم داشتن استقلال. الان که تو سن 29 سالم، و توی ازدواجم دخالت زیاد کردن (تا حدی که نامزدیم بهم خورد در واقع سلیقه خودشون رو به سلیقه من غالب کردن و بدون توجه به خواسته من هرکاری دلشون خواست کردن و من منفعل هم نتونستم از حقم دفاع کنم)، اثرات این انفعال رو خیلی بیشتر حس کردم و دیدم توی این سن نمی تونم دیگه این رفتارهارو تحمل کنم. آدمی هم نیستم که پرخاشگر باشم و با دعوا حقم رو بگیرم ولی می خوام بدونم پس استقلال فکری من چه بلایی سرش میاد؟ چجوری درستش کنم؟ برای رسیدن به این حق هایی که در این زندگی مدرن حق منه، جلوی خانوادم بایستم یا به خاطر اینکه اونها پدر و مادرم هستن و زحمت زیادی برام کشیدن و وچودشون خیلی عزیزه، احساسی برخورد کنم و از حقوقم بگذرم؟

    توی تاپیک دختر مهربون، ani عزیز گفت اگر میخواین زیر بار حرفها و رفتارهای کنترلی پدر و مادر نباشید، تابوشکنی کنید و از خانواده مستقل شین چه از نطر مالی و چه مکانی. ولی هزینه اش هم باید بپردازید

    حالا منتظرم شما دوستای عزیز و ani جان هم نظرات و راهنمایی هاشون رو ارائه بدن تا این ذهن خسته ام کمی ارامش داشته باشه، حس می کنم تو این خانواده عمرم، لحظاتی که می تونه به قشنگی بگذره با کلی فکر و حس بد و با کینه میگذره. می خوام این استقلال نظر که حقمه رو با شیوه درست داشته باشم
    ممنون

  2. 3 کاربر از پست مفید mr6262 تشکرکرده اند .

    mr6262 (شنبه 30 اردیبهشت 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ازداوج مدرنیته
    توسط sajadmn2010 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: جمعه 27 فروردین 95, 22:06
  2. خاطرات گذشته اذیتم میکند
    توسط moji111 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 16 بهمن 93, 20:36
  3. مشکل بیکاری بعد 3 ماه بدجور داره اذیتم میکنه
    توسط achilis در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 مهر 92, 21:03
  4. شوهرم بیمسئولیته
    توسط همسایه در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 12 دی 90, 15:27

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.