الهی و ربی من لی غیرک
و در اینجا سر سخن با تو داریم ، به عجز ، به نیاز ، به شکر ، به سئوال و درخواست .... و تو ای کریم ، ای لطیف ، ای رحیم و ای عزیز ، بشنوی نوای دلمان و درک حضورمان ببخش که لقلقه زبان نباشد و درحضور بودنمان را لمس کنیم و جرعه جرعه حلاوتش را به کام جان بنوشانیم که عطش همسایه دیوار به دیوار دل بی طاقت ماست .
به حریم خلوت خود شبی
چه شود نهفته بخوانیم
به کنار من بنشینی و
به کنار خود بنشانیم
فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی
که جز ولای توام نیست هیچ دستاویز
خیال خال تو به خاک خواهم برد
که تا به خال تو شود خاکم عبیر آمیز
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی حفظ از میان برخیز
.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)