برادر خوبم، همين مشكلاتي كه شما را مي خنداند، اشك خيليها را هم درآورده است!
زندگي غول نيست، اما يك فيلم سينمايي هم نيست كه به موقع تمام شود، يا اگر ازش خوشمان نيامد، بتوانيم سالن سينما را ترك كنيم.
زندگي مشترك، طبق همان چيزي كه عرف جامعه ماست، با رابطه دوستي دو جنس مخالف خيلي فرق دارد.
نيازها و احساسات بعد از شروع زندگي مشترك، از زمين تا آسمان با دوران تجرد فرق مي كند. مسووليت پذيري يكي از اركان مهم زندگي مشترك است. شايد شما در خيلي از موارد از حقوق خود مي گذشتيد يا براي راحتي خودتان خيلي كارها را انجام مي داديد (يا نمي داديد)، اما شك نكنيد كه بعد از ازدواج در خيلي از همين مسايل پيش پا افتاده دچار محدوديت مي شويد و در آن بايد تجديد نظر كنيد.
نياز به پدر يا مادر شدن، ايجاد امنيت (اقتصادي، رواني، عاطفي و ...) از مسايل مهمي هستند كه بعد از شروع زندگي مشترك به صورت كاملا مستقيم زندگي شما را درگير مي كند.
شايد دخالت خانواده ها را در دوران دوستي خود درك نكرده باشيد، اما بعد از ازدواج چون هر دو نفر به دو خانواده "متفاوت" پيوسته ايد، بايد و تاكيد مي كنم "بايد" خودتان را با "خانواده هاي" همديگر سازگار كنيد. كاري كه به ظاهر ساده است ولي مشكلات فرسايشي و طاقتفرسايي را موجب مي شود كه شايد الان از نظر شما خنده دار به نظر برسد.
نمي خواهم شما را بترسانم، يا اينكه به قول شما از ازدواج يك غول بسازم. زندگي مشترك اتفاقا خيلي هم زيباست، خيلي هم راحت است، به زندگي هدف مي دهد، باعث رشد مي شود. اما به شرطي كه با "چشم باز" شروع شود.








علاقه مندی ها (Bookmarks)