قصدم تند کردن آتیش مشکلات این آقا نیست. ولی می دونم مشکلی که به این سختی تو روح آدم ریشه دار باشه، با یک مشاوره اینترنتی به جایی نمی رسه. شاید در مقابل حرفهای من و شما کم بیاره و بگه چشم. ولی فقط در حرف کوتاه می آد. برای پذیرشش خیلی باید تلاش کنه. کما اینکه این دوستمون چند ماه تلاش کردند و به جایی نرسیدند.
مثلا مقایسه و مثال خانم بی دل جالب بود. کارشون هم جالب بود که از گفته های خود این آقا و از روش مناسبی برای متقاعد کردنشون استفاده کردند. این هوشمندی و نگاه تیزشون جای "آفرین" داره.
اما بی دل جان اعتمادی که من به این سایت یا افراد این سایت کردم، با اعتمادی که من به همسرم کردم یکی است؟ این آقا ما را به هر دلیلی فریب داد و بعد گفت ببخشید. خب من به میزان اعتمادی که کرده بودم فریب خوردم. خیلی هم برام سخت نبوده. گفتم خواهش می کنم و تمام. ولی آیا اعتمادی که به شریک زندگیت کردی، کسی که خصوصی ترین و ریزترین و بیشترین جزییات زندگیت را باهاش شریکی، با اعتماد من به نام کاربری و آواتار شما یکی است؟ اگر همه نوشته های شما هم توی این تالار دروغ باشد، نه فقط یکیش، تا چه حد و به کجای زندگی من برمی خوره؟
به هر حال مهمترین اصل زندگی اعتماد است. ترک که بخوره دیگه هیچوقت اون اولی نمی شه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)