به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 72

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 14 مهر 91 [ 00:43]
    تاریخ عضویت
    1391-1-23
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    751
    سطح
    14
    Points: 751, Level: 14
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    66

    تشکرشده 68 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: همسرم بهم خیانت کرده ولی من نمیدونم چی بوه و تا چه حد بوده!

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamdardi1390
    نقل قول نوشته اصلی توسط eghlima
    سلام آقای همدردی
    باورم نشد که شما با این همه اطلاعات .........
    مگه میشه
    آقای همدردی هیچ میدونید نوشته های شما خیلی وقتا تو زندگیه من به دادم می رسه
    هیچ می دونید مثال برج شیشه ایتون برام شده یه نصیحت بزرگ
    هیچ میدونید که شما بهم ثابت کردید که همسرم دوستم داره
    هیچ میدونیدکه بهم ثابت کردید که وابستکی آفت زندگیمه
    حالا چرا این آدمی که این همه به من و همه کمک کرده نمی تونه به همسرش کمک کنه به خودش کمک کنه
    کاش بشینی از بیرون به زندگیت نگاه کنی و ببینی چه راهنمایی برای زندگیه همدردی و خانومش می تونی داشته باشی

    شما دلتون برای زندگیه من سوخت و من حالا خیلی خیلی بیشتر دلم برای زندگیه شما می سوزه چون بهم خیلی خیلی کمک کردید

    انشالله مشكلتون حل ميشه
    برام خيلي جالبه
    فردي رو مي شناسم كه بعد از ازدواج و بعد از گذشت چندسال دوباره قصد ادامه تحصيل داشت
    توي دوراني كه سر كار هم مي رفت مورد هاي مشابه اين قضيه كه توضيح دادين بود
    ولي از وقتي كه دانشگاه رفت رفتاراش به صورتي شد كه همه اطرافيان برداشتشون اين بود كه از شوهر خودش راضي نيست
    شايد به اين دليل كه توي دانشگاه جو دوستانه اي حاكمه و پسرا با افراد متاهل خيلي راحت برخورد مي كنن و همين باعث ميشه اين افراد فكر كنن كه اين آقايون خيلي بهشون علاقه دارن و شايد اگه مجرد بودن بهترين گزينه براي اونا حساب مي شدن
    چيزي كه در حال حاضر توي كلاس خودمون مي بينم هم رابطه خيلي صميمي و به نظرم بيجاي دختراي ازدواج كرده و بعضا مادر كه با پسراي مجرد هستن !!
    فردي رو مي

    حالتونو می فهمم همش دارم فکر می کنم که چه قدر خوب از پس این مشکل بر اومدید
    اقلیما،
    تک تک شما دوستای خوبم مثل برادر و خواهرهای خودم میمونین برام و نمیتونم بی تفاوت باشم نسبت به زندگی هیچ کس. همین طور نسبت به زندگی خودم.
    همیشه سعی کردم به قول آنی عزیز سر دوربین رو بچرخونم سمت خودم.
    الانم سر دوربین رو سمت خودم گرفتم و میگم چرا! چرا این اتفاق افتاد! تو چی کار کرده بودی که این اتفاق افتاد و بدتر از همه چی کار باید بکنی که این اتفاق دوباره تکرار نشه.
    اقلیما، میدونی وقتی پست اول این کاربریم رو میزدم چه حالی داشتم؟ دقیقا توی زمانی بود که حس میکردم با کسی رابطه داره. برگشت به من گفت ازت لذت نمی برم. گفت این چند سال همش فیلم بازی کردم. گفت . . .
    اقلیما دنیای من به هم ریخت، کسی که چند سال کنار تو زندگی کرده و همیشه گفته برام بهترینی، الان نه یه بار، نه دو بار، سه بار بهم گفت همش دروغ بود. فیلم بود.
    تکه های پازل رو که کنار هم میچیدم فقط یه معنی میداد، خیانت. که آخرش هم قبول کرد (هر چند بعضی وقتا کلا میزنه زیرش).
    انقدر از بیرون به زندگیم نگاه کردم که بعضی وقتا یادم میره خودمم اون توام.
    من قبول دارم که انسان حتم الخطاس. قبول دارم که من خدا نیستم تا بخوام حکم بدم و قضاوت کنم.
    ولی این حق رو دارم که بدونم چرا! این حق رو دارم که بدونم تکرار نمیشه.
    خیلی سخته که همش خودمو سرزنش کنم که این فکرا چیه میکنی! به خودم بگم اینی که الان توی خونت مهمونه، اینی که الان داره توی خونت راه میره، اینی که الان داری باهاش میگی و میخندی، همونی نیست که . . .
    چقدر میتونم افکارمو سرکوب کنم؟ تا کی میتونم؟ من که این همه مثبت نگرم و خوش باور شک میکنم. بخدا اگه کس دیگه ای جای من بود یه جور دیگه برخورد میکرد.
    ولی من انقدر خودداری کردم که دارم میترکم.
    یه وقتایی دوس داشتم بزنمش، انقدر بزنمش که دیگه نتونه راه بره، نتونه درس بخونه، نتونه کار کنه. ولی همش خودمو کنترل میکردم.
    الان این حس رو ندارم ولی پرم از شک و تردید.
    اهل محدود کردن و فشار روانی و این جور بازی ها نیستم.
    آزادش گذاشتم که دانشگاهشو برهف که بره سر کارش و زندگیشو ادامه بده ولی خودمو داغون کردم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam123
    سلام خدمت شما

    منم مثل بقیه بچه ها خیلی تعجب کردم از اینکه دیدم شما هم ازین مشکلات دارید.

    من دارم از دیدگاه یک زن به شما این موضوع رو میگم

    شما به نظر مرد ایده آلی بودید.برای همسرت کم نذاشتی

    شاید شما زیادی به همسرت ازادی دادید.وقتی داره یکبار به شما میگه تو دانشگاه بوده و یکبار میگه محل کارم بوده...چرا هنوز به همسرتون ازادیهای گذشته رو میدید؟

    شما هم باید کمکش کنی از اون محیطها کنده بشه.

    به نظرم باید کمی به همسرتون سخت بگیرید.نه کتک و دعوا و ...
    یکبار برای همیشه باهاش صحبت کنید و بگید ب عنوان یه مرد براتون سخته و دارید عذاب میکشید.

    کمی محکم باشید و بگید در صورتیکه واقیعت رو بهتون نگه قطعا کارتون به جدایی میکشه

    انعطاف و کوتاه اومدن در زندگی لازمه اما نه به حدی که بیشتر اون زندگی رو ویران تر کنه

    شما تا وقتی اصل واقیعت رو نفهمید همینجوری مثل مرغ سرکنده اینور و اونور میپرید
    واقیعت رو بفهمید و محکم به همسرتون بگید اگر تکرار بشه دیگه زندگی نخواهید داشت.

    حتی ازش تعهد بگیرید...



    برعکس بهار من اصلا با مسافرت دو نفره و ...موافق نیستم.

    اگر جلوی این خیانت جدی و محکم گرفته نشه ...هیچ تضمینی نیست که در اینده هم تکرار نشه.

    الان وقت مسافرت دو نفره و ..نیست.
    به قول خودتونم که چندین مسافرت دو نفره تا حالا رفتید...فایده ای داشته؟

    مشکل باید ریشه ای حل بشه.اگر همسرتون اظهار پشیمونی توام با عدم تکرار این موضوع کرد و صداقتش برای شما مشخص شد اونوقت وقت این رمانتیک بازیاست.نه الان که زندگیتون لب پرتگاهه

    من هم به عنوان يه زن كاملا تاييد مي كنم
    وقتي خودتون تناقض ديديد
    وقتي خودتون مي گيد گفته كاش برگرده به عقب و خدا ببخشه و از اين حرفا به نظر من اين اجازه رو دارين كه ازش بخواين كاملا توضيح بده
    و ازش بخواين اون محيط كه اين اتفاق توش رخ داده رو ترك كنه

  2. 4 کاربر از پست مفید malahat تشکرکرده اند .

    malahat (دوشنبه 28 فروردین 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.