RE: خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم (2)
[/size]سلام بچه هامن همون يك زن اميدوار هستم.ديروزكه ميخواستم بيام سايت پسوردمو قبول نميكرد و حالا كه پسوردمو ريست كردم هيچ كدوم از پسوردهايي هم كه سايت بهم ميده رو قبول نميكنه
خلاصه مجبور شدم يك نام كاربري جديد بسازم.از مديران هم خواهش ميكنم اگر ممكنه به اين مشكل من رسيدگي كنن من نام كاربري اصليمو بيشتر دوست ميدارم:(
حالا بريم سراغ يه خاطره جديد... همسر من معمولا زياد اس ام اس عشقولانه ي اون جوري به من نميده خيلي راحت ميگه دوست دارم يا دلم تنگ شده يا از اين حرفها ..بدون هيچ رنگ و لعاب.اما گوشيش هميشه پره از اس ام اسهاي جك و طنز.منم كه هميشه خدا دنبال يه گير جديد ميگردم
بهونه ميگرفتم كه چرا واسه من اس ام اس عشقولانه نميفرستي.اونم هميشه قسم و آيه كه به خدا دوستام همه مردن و اكثرا مجرد فقط اس ام اس جك برام ميفرستن اس ام اس عشقولانه از كجا بيارم در عوضش راحت و ساده برات ميفرستم دوست دارم يا از اين حرفها.
خلاصه اينم شده بود چاشني يه لوس بازي كوچولو براي من.تا اين كه چند روز پيش اومديم مسافرت خونه ي مادرم.همسرم بدو بدو رفت توي اتاق سابق من يه چيزيو برداشت رفت توي اتاق ديگه درو بست منم خسته و كوفته رفتم ساكو باز كنم.كه يه دفعه ديدم يه اس ام اس ازطرف همسرم برام اومد: خونه ي اجاره اي داري براي يه آدم تنها؟ قلبشو پيش ميده جونشو ماه به ماه! منو ميگيد چشام شد چهار تا!!بعدش ديدم همسرم با يه نيش باز از اتاق اومد بيرون يه مجله ي اس ام اسم دستش بود! نگو اينو عيد خريده بوده كه از روش هر روز يه اس ام اس عاشقانه براي من بفرسته خونه ي مامانم اينا جاش گذاشته!!
دردي كش اين ميخانه........صد ناله وصد فغان دارد
علاقه مندی ها (Bookmarks)