نمیتونم بگم . من مجردم از خوانوادم متنفرم
دوسشون ندارم فکر میکنه با کتک زدن من همه چیز حل میشه
ازش بیزام
نمیخوام ببینمش
اما جایی ندارم که برمم
اونایی که میان حواستگاریمم ادمای نیستن که بخوامشون دلم نمیخواد بیوفتم تو یه چاه دیگه
میگه اگه ناراضی فرار کن
خودتو بکش

اره درس میخونم یه رشته خوب یه جای خوب
کار نمیکنم .
اگه حتی بخواد صدامم کنه من جیغو داد میکنم
دلم میخواد دیگه دانشگاه نرم
دوس دارم یه جای تاریک و تنها بشینم و بخوام کسی با هام حرف نزنه
من هرچی میگم اگه بر خلاف میلش باشه حرفا و تهمتهای زننده بهم میزنه
در صورتی که من اصلا اذم بدی نیستم
اون فحش میده منم داد و بیداد میکنم
اخرش کتک میشه
تنم اسیب دیده
بیشتر اوقات بیحالم و احساس بیحسی میکنم . انرژی قبلو ندارم