omid-zendegi عزيز!
از توجهت ممنونم!
واقعا فكر ميكنين اينكه فقط يه نفر مسئوليت بچه را به عهده بگيره اصلا شدنيه؟!!!!!!!!!
ميدونين من خيلي به اين قضيه فكر كردم ( چون يه باري شوهرم گفت اگه واقعا بچه ميخواي بايد قبول كني كه همه مسئوليتش چه مادي و چه معنوي با خودت باشه!!!!! ) به نتايج زير رسيدم:
1-همونطور كه ميدونيم وقتي يه خانوم باردار ميشه از نظر احساسي حساستر ميشه و به توجهات همسرش بيشتر نياز داره. حالا شما تصور كنين كه در اين شرايط همسر اون خانوم فقط بگه من كه بچه نميخواستم من كه گفتم دردسره!!!! فقط به خانومش موج منفي بده. خودتون قضاوت كنين. اين اوايل بارداريه بعد از چند ماهي كه خانومه نياز به كمك هم داشت كه ديگه وضع بدتر ميشه و فقط توي زندگي تنش و دلخوري پيش مياد.
2-وقتي كه بچه به دنيا اومد شوهره به جاي اظهار علاقه و احساسات بگه تو خواستي و هيچ همراهي و حتي توجهي به اين قضيه نكنه.
3-مادر بچه چون خودش اين وضعيت را انتخاب كرده همه تلاششو ميكنه كه بهترين شرايط را براي بچه فراهم كنه اونوقت ديگه نه وقتي براش ميمونه كه به خودش و شوهرش اهميت بده و نه انرژيي. و توي اين وضعيت در بهترين حالت كه شوهره خيلي وفادار به همسرش باشه و نره سراغ يه زني كه براش وقت بذاره، توي اون خونواده دو دستگي ميشه يه طرف مادر و بچه و يه طرف ديگه شوهره و خواسته هاي خودش كه حاضر نيست به خاطر اينكه بچه دارن خواسته هاشو متعادلتر كنه.
به خاطر اين مواردي كه گفتم من حاضر نيستم كه همه مسئليت يه بچه اي را قبول كنم كه پدرشم دوستش نداره و فكر ميكنم اگه اين كار را بكنم در حق اون بچه ظلم بزرگي كردم به خاطر خودخواهي خودم اونو به دنيايي آوردم كه علاوه بر اون شرايطي كه آقاي Hamdardi1390 گفتن نزديكترين فرد و كسي كه توي جامعه ما بچه توي هر شرايطي مال اونه يعني پدرشم اونو نميخواد.
لطفا دوستان نظر بدن؟
من مشكلمو براي اين مطرح كردم كه بفهمم ميشه نظر اين آدما تغيير داد يا نه؟ كسي كه از اول همش گفته بچه نه و 8 سال قضيه وازكتومي را از همسرش قايم كرده!