دختری 29 ساله لیسانس و شاغلم. حدود 7 ماه قبل با پسری 32 ساله فوق لیسانس و شاغل آشنا شدم. توافقات اولیه مبنی بر حدود 6 ماه ارتباط جهت شناخت برای ازدواج بود. در مدت آشنایی همه جوانب رو بررسی کردیم. با کتاب 1001 سوال قبل از ازدواج هم پیش رفتیم. موردی که تا الان نتونستیم حل کنیم اینه: بعد یک ماه از آشناییمون خانوادشون جهت آشنایی با خانواده ام اومدن خونمون. اونجور که گفتن و میگن از خونوادم کاملا خوششون اومده ولی خودم رو از نظر رفتاری خشن دیدن ( در شرایطی که هم در استرس شغلی بودم و هم استرس انتخاب درست)و الان مادرشون کاملا مخالف ازدواجمونه با این دلیل که دلش راضی به این ازدواج نیست و آروم نمیشه. و تلاشامون کاملا بی اثر بوده.حتی راضی نمیشن یک باره دیگه منو ببینن شاید نظرشون عوض بشه. و مهمتر اینکه با شناختی که از همدیگه داریم میدونیم که میتونیم زندگی موفقی داشته باشیم. لطفا بگید چیکار کنیم..








علاقه مندی ها (Bookmarks)