سلام به همه دوستان بخصوص زحمت کشان این سایت پربار.
زود میرم رو اصل موضوع زوم میکنم.
من حدود یه ساله با دختر خالم رابطه دوستی و اشنایی دارم.خانواده هامونم میدونن.
قراره دو ماه دیگه برم خواستگاری.من واقعا عاشق ایشونم.(از بچگی بهشون علاقه داشتم)
ایشونم الان خیلی منو دوس دارنو بهم وابستن.
این وسط مشکلی هست.این که من از دوستی های قبلشون مطلع هستم.البته فقط در حد دوستی و همکلامی و نه بیشتر.
منبع من کاملا معتبره.خلاصه این قضیه بهم فشار اورد و بهشون گفتم موضوع رو و ایشونم خیلی ناراحت شدندو بهم گفتند نادونی کردم دنبال عشق میگشتم.کلا خیلی حرفا زد میگف من نمیفهمیدم چیکار دارم میکنمو پسرارو نمیشناختم.الان میشناسمو این حرفا ......
از طرفیم میدونم اکثر دخترا قبله ازشون حداقل دوستی ها دارن.من میتونم گذشتشو کامل فراموش کنم ولی ترسم از ایندس.اینکه نکنه دوباره شیطون بره جلدش.
البته میشناسمش دختره خیلی دل پاکو عاشقیه.نمازشو همیشه اول وقت میخونه.خواباش همیشه معنویه.
ولی میترسم تنوع طلب شده باشه
نمیدونم چیکار کنم.آزمایشش کنم؟نکنم؟یا خیالم راحت باشه؟خیلی بهم حساسه.میترسه همش نکنه دختری باهام رابطه ایجاد کنه.نمیذاره زیاد با کسی نزدیک شم از نظر کلامی یا هر چی.
خیلی دوسم داره.از اخلاقش میفهمم ادمیه که خیلی شوهرشو دوست خواهد داشت.ولی گذشتش (که میدونم همشم به خاطر مشکلات خانوادگی به بیرون روی آورد و دوستی)یکم ترسم میده و آزار.
شما خانوما شاید بهتر درکم کنید ازتون میخوام لطفا کمکم کنید.بنظرتون راه چیه؟
داداشام هم بی نصیبم نذارید از کمکهاتون.
ممنونم.منتظر کمکهاتون نشستم








علاقه مندی ها (Bookmarks)