به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 10 بهمن 93 [ 13:30]
    تاریخ عضویت
    1387-6-20
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    264
    امتیاز
    7,391
    سطح
    57
    Points: 7,391, Level: 57
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 159
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryTagger Second ClassVeteran5000 Experience PointsSocial
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکرها
    1,724

    تشکرشده 1,826 در 279 پست

    Rep Power
    45
    Array

    خراش عشق خدا

    روز گرم تابستاني بود ...

    پسر با عجله لباس هايش را در آورد و خنده كنان داخل درياچه شيرجه رفت ...

    مادر او را از پنجره نگاه مي كرد و از شادي فرزندش لذت مي برد ...

    مادر ناگهان تمساحي را ديد كه به سوي فرزندش شنا مي كند .... مادر وحشت زده به سمت درياچه دويد و با فرياد پسرش را صدا زد ...

    پسر سرش را برگرداند ، اما ديگر دير شده بود ...

    تمساح با يك چرخش پاهاي كودك را گرفت و تا زير آب بكشد ...

    مادر از راه رسيد و از روي اسكله بازوي پسرش را گرفت ...

    تمساح پسر را با قدرت مي كشيد ، ولي عشق مادر به كودكش آنقدر زياد بود كه نمي گذاشت پسر در كام تمساح رها شود ...

    كشاورزي كه در حال عبور از آن حوالي بود ، صداي فرياد مادر را شنيد ، به طرف آنها دويد و با چنگك ، محكم بر سر تمساح كوبيد و او را فراري داد ...

    حالا پسر نجات يافته بود ، و او را سريع به بيمارستان رساندند ...

    دو ماه گذشت تا پسر بهبود پيدا كند ،

    پاهايش با آرواره هاي تمساح سوراخ شده بود و روي بازوهايش جاي ناخن هاي مادر مانده بود ...


    و خبرنگار از او خواست تا جاي زخم هاي بدن را به او نشان دهد و پسرك شلوارش را كنار زد و با ناراحتي زخم هاي پاي خود را به او نشان داد و آنگاه :

    با غرور بازوهايش را نشان داد و گفت : اين زخم ها را بسيار دوست دارم ، اين ها خراش هاي عشق مادرم هستند ....


    پس ما هم گاهي مانند يك كودك قدر شناس ، جاي خراش هاي عشق خداوند را به خودمان نشان دهيم و ببينيم كه :

    جاي خراش هاي عشق خدا
    چقدر دوست داشتني هستند .......


  2. 16 کاربر از پست مفید مهاجر بي نشان تشکرکرده اند .

    مهاجر بي نشان (سه شنبه 09 اسفند 90), بخشنده مهربان!!! (یکشنبه 22 اسفند 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.