آقاي bbeg از اين جمله تون حسابي دلم گرفت.واقعا چرا؟ چرا ما جوونا تو يه مقطعي از زندگي بايد احساس يه فرد 70 ساله بهمون دست بده؟؟؟؟
ياد خاطره اي افتادم كه دوست دارم براي شما هم بگم: دوران دانشگاه استادي داشتم كه سن و سالي ازش گذشته بود و موها و سبيلهاش كاملا سفيد شده بود، يك روز كه پيشش بودم ناخودآگاه يك اي خداي عميقي از ته دلم گفتم ( منظورم با لحني شبيه حسرت خوردن) يهو استادم برگشت بهم گفت: چرا آه؟ شما كه هنوز جوانيد و در آغاز راه و كلي نصيحتم كرد...................... اون لحظه واقعا فهميدم كه ايشون قدر دوران جواني رو خيلي بهتر از من مي دونند و من واقعا قدرنشناس روزهاي به اين قشنگي ام............................ منم مثل شما يه مواقعي واقعا احساس خمودگي بهم دست ميده اما سريع ياد حرف استادم مي افتم ( حرف ايشون حكم يك تلنگر جدي رو براي من داره) و خودم رو زود از اون حالت در ميارم..................... الان به مرحله اي رسيدم كه مطمئنم اگه يه پيرزن 90 ساله هم باشم باز هم احساس جواني 20 ساله رو دارم چون مي خوام كه هميشه سبز باشم و هر چي علف هرز رو كه ممكنه بخوان نهال وجودم رو خفه كنند از جا مي كنم.
مطمئنم كه شما هم همه حرفهاي بالا رو مي دونيد و نياز به تكرار نيست اما به همت شما بستگي داره و اينكه مي خواهين تا كجا بار غم رو به دوش بكشيد، لطفا اين بار رو كم كم از رو دوشتون برداريد ....................







واقعا چرا؟ چرا ما جوونا تو يه مقطعي از زندگي بايد احساس يه فرد 70 ساله بهمون دست بده؟؟؟؟

علاقه مندی ها (Bookmarks)