من و همسرم مدت 8 ماه است که با هم زندگی می‌کنیم. ما در دانشگاه با هم زندگی می‌کنیم. ما در دانشگاه با هم همکلاسی بودیم و از این طریق با هم آشنا شدیم و الان هر دو در مقطع فوق لیسانس تحصیل میکنیمو در یک اداره با هم کار میکنیم. زندگی ما یک زندگی عادی است و هر دو در غالب موارد از آن رضایت داریم.
مشکل من اینجاست که احساس می‌کنم همسرم به صورت دوره‌ای دچار یک اختلال روحی می‌شود. نشانه‌های این اختلال چنین است که او به یکباره و بدون هیچ پیش زمینه‌ای نسبت به همه چیز بی تفاوت می‌شود و حساسیت عجیبی نسبت به رفتار من پیدا میکند. به نحوی که هر حرکت من در این شرایط او را ناراحت می‌کند. پس از این که ناراحتی به او دست داد همه نوع رابطه‌اش را با من قطع می‌کند و گاه این مسئله تا یک یا دو هفته طول می‌کشد. در این دوره‌ها او نسبت به همه چیز احساس بدبینی، منفی‌نگری و یاس می‌کند. در این حالت ها آن‌طور که من برداشت کرده‌ام دو جور رویکرد متفاوت نسبت به خودش دارد. به ظر می‌رسد عمیقن نسبت به خودش دچار تنفر است اما رفتار او در ظاهر با من یک رفتار خشن ، توهین آمیز و تکبر آمیز است. ذکر این نکته مفید خواهد بود که او تا به حال دو بار در این شرایط دست به خودکشی زده است. این اقدامات البته هرگز موفقیت آمیز نبوده است چون در هر دو مورد او به نحوی من را خبردار کرده تا من او را نجات بدهم.
اوایل تصور می‌کردم این حالات با دوره‌های ماهانه‌ی بدنش در ارتباط است اما اخیرن کشف کرده‌ام این حالت‌ها هیچ ارتباط زمانی و منطقی با پریود وی ندارد.
من زندگیمان را دوست دارم، زنم هم همینطور. لطفن به ما کمک کنید.