سلام به فارسیت عزیز
با اجازتون دوست دارم نظرم را با این که متاهل نیستم بدم چون این اتفاق برای من افتاده :
من دوست دارم لحظات خوبی رو کنار خانواده ام داشته باشم چون رابطه صمیمیی داریم پس ایا اون اقا هم می تواند در این لحظات حضور داشته باشند و احساس خوبی مثل من داشته باشد ؟
من دوست دارم در مهمانی های خانوادگی ام حضور داشته باشم ایا اون اقا از حضور در کنار خانواده من در این مهمانی احساس خوشایندی دارند؟
من دوست دارم در کنار خانواده ام در مراسم شادی و غم شناخته بشوم نه با چیزی غیر از ان که ساختگی باشد.
من دوست دارم در خانواده همسر اینده ام احساس سربلندی داشته باشم نه با سر شکستگی در باره ی خانواده ام صحبت کنم .
من دوست دارم همسرم تنها مرا نه مرا در کنار خانواده ای که زحمت مرا کشیده اند قبول کنند و دوست داشته باشند.
من دوست دارم همسرم بداند احساسی که نسبت به خانواده من دارد در واقع احساسی است که به من دارد زیرا من در اون خانواده رشد یافته و تربیت شدم و حتما ویژگی های پدرم را هر چند برای او نچسب را دارا میباشم
من دوست دارم همسرم بداند که زندگی من خلاصه به خانه و رابطه ی محدود ما نمی شود بلکه هم او هم من دارای روابط اجتماعی هستیم که نمی توانیم از ان ها فرار کنیم .از جمله روابط با خانواده ها
من دوست دارم در مراسم عروسیمان همسرم مرا و خانواده مرا با افتخار به اقوام معرفی کند نه با ترس
شما چی دوست دارید؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)