نمیدونم! میدونم که میخواد من پیشش باشم چونکه قبلا همیشه از روحیه من تعریف میکرد و وجودم براش آرامش بخش و امیدوار کننده بود. الانم میخواد من باشم پیشش به خاطر شرایطِ کارش که خراب شده(چونکه تمام امیدش به این بود که استخدام بشه) میدونم که الان دلتنگی ونبودن من داره خفهش میکنه خودشم اعتراف کرده! من همیشه راهنماییش میکردم، آرامش و روحیه میدادم بهش(حتی قبل از اینکه ابراز علاقه کنه) و االان میخواد مثه قبل بشم براش! من میخوام از این احساسش استفاده کنم و حالا که فهمیده نبودنم چقد براش گرون تموم میشه بهش بگم اگه منو میخواد باید همون کاری رو انجام بده که خواستم. اما نمیدونم چطوری باید از این برگ برنده(دلتنگیش) استفاده کنم! این درست نیست که همهچیو از بیخ و بن نابود کنم! باید با سیاست رفتار کرد!

نقل قول نوشته اصلی توسط 1majid
اون داره از پله اول میفته بزارید بیفته نزارید بیاد روی پله های بعدی افتادنش شکستن های شدیدی داره

میشه واضح تر توضیح بدید؟