سلام خیلی خوشحالمکه میتونم حرفهای دلمو براتون بزنم
من دو ساله که ازدواج کردم و یه دختر خوشکلم دارم
اخیرا یه مشکلی برای بچم پیش ااومد که مدت زیادی رو درگیرش بودیم و همین مشکل باعث شد من کم توی خونه باشم البته شوهرم هم درگیراین مشکل بود.طول این مدت کلی حرف و حدیث از طرف خانواده شوهرم پیش اومد و همین باعث شد که من و شوهرم مدام با هم بحث داشته باشیم
مادر شوهرم هم حسابی از نبود من سو استفاده کردوخونه زندگی شو ول میکرد میومد بیش گل پسرش میخوابید تا تنها نباشه و همون بین هم خونه و زندگی منو یه وارسی کامل میکرد در صورتی که قبلا که من خونه بودم ماهی یکبارم خونه ما نمی یومد البته نه این که با هم مشکلی داشته باشیم ها نه مادر شوهرم همیشه از فرصتها بهترین سو استفاده رو میکنه.وقتی من این موضوع رو از شوهرم شنیدم عصبانی شدمو دوباره کلی مشاجره به خاطر کار مادرش
حا لا چندروزکه تغریبا مشکل دخترم حل شده و ما به خونه اومدیم و من متوجه تغییر شوهرم شدم مثلا:خیلی کم توی کار خونه بهم کمک میکنه .توی بحثامون با اینکه مادرش مقصره ازش دفاع میکنه .کمی از من سرد شده و خلاصه کلا تغییر کرده در صورتی که قبلا اینطور نبود.
خواهش میکنم راهنماییم کنید.







که میتونم حرفهای دلمو براتون بزنم


و دوباره کلی مشاجره به خاطر کار مادرش

علاقه مندی ها (Bookmarks)