با سلام به شما از اینکه مرا مورد لطف خود قراردادی ممنوم .
من بیشتر دوست داشتم در سایت همدردی علاوه بر درد به مسائلی چون شادی ، محبت ، عشق ،و ..... پرداخته بشه تا روحیه
شاد بچه های این سایت هم دیده بشه همینکه یک همدرد دارند و باهاش راجب هر مسئله ای از مشکل گرفته تا شعر و مشاعره سرگرمی می تونه باهاش صحبت کنه و اونو از دنیای غبار گرفته خودش برای لحظه ای کوچک در بیاره و غماش و فراموش کنه بتونه شادو سرگرم باشه خوشحالم .
نیمه شب بود، و غمی تازه نفس ،
ره خوابم زد و ماندم بیدار،
ریخت از پرتو لرزنده شمع ،
سایه دسته گلی بر دیوار .
همه گل بود ، ولی روح نداشت !
سایه ای مضطرب و لرزان بود
چهرهای سرد و غم انگیز و سیاه
گوئیا مرده سرگردان بود !
شمع ، خاموش شد از تندی باد
اثر از سایه به دیوار نماند
کس نپرسید : کجا رفت ؟ که بود ؟
که دمی چند در اینجا گذراند !
این منم خسته در این کلبه تنگ
جسم در مانده ام از روح جداست ؛
من ، اگر سایه خویشم ، یا رب
روح آواره من کیست ؛ کجاست ؟







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)