برادر من من نمیگم شما به زور مجبورش کردی و اون نمیخواسته. مسلمه که دو طرف با میل و رضایت همدیگه اینکارو کردید و از اول هم دروغ و این چیزا بینتون نبوده (یعنی مشخصه این رابطه از اون رابطه هائی نبوده که دختر توش فریب خورده باشه یا به امید قول و قرار ازدواج پسر اینکارو کرده باشه و میدونسته که ازدواجی درکار نیست و از قصد همدیگه اطلاع داشتین.)
من میگم شما دید خودتو خیلی داری بسطش میدی درحالیکه اون دختر ظاهرا خیلیم مثه شما فکر نمیکنه! اینی که شما میگی جفتمون این قضیه رو کاملا پذیرفته بودیم اگه واقعا اینطوره پس دلیل دودلیه این دختر الان چیه؟ دلیل اینکه الان گناه و عذاب وجدان گرفته چیه؟ اگه کاملا مسئله رو پذیرفته بود الان چرا مخالف و پشیمونه؟
شما حتی خودتم داری میگی اشتباه کردم! یعنی خودتم از اون دید و اعتقادی که میگی در مورد این قضیه داشتی و ازش صحبت میکنی مطمئن نیستی!! اما بازم تاییدش میکنی! نمیدونم والا یا من سر از حرفای شما درنیاوردم یا شما بعضی از صحبتاتون متناقضه! بهرحال من به شخصه قصدم از گفتن اون حرفا محکوم کردن شما نبود چون این یه امر شخصیه و تو حیطه اختیارات من نیست که بخوام کسیو بخاطر مسائل حصوصی زندگیش مجازات کنم یا بهش پاداش بدم، اونیکه باید درباره همه آدما به موقعش قضاوت کنه و حکم بده یکی دیگست. من فقط برام سوال بود بدونم الان از کارت راضی هستی و فکرمیکنی درست رفتی یا نه چون یه بار کارتو اشتباه خطاب کردی یه بار دیگه تاییدش کردی!چون بعد از اینهمه مدت من هم وابستگی عاطفی پیدا کردم (بجز وابستگی جنسی که جای خود دارد، اشتباه کردم، تاوانشم با تحمل میدم)
اما در مورد سوالی که کردی برای راه حل مشکلت کم کم قطع کردن رابطه یا یدفه قطع کردنش هرکدوم مزایا و معایبی داره و در کل توی هرقطع ارتباطی به هرشکلی، احساسات شخص یه مدت شدیدا تحریک پذیره، شاید این تحریک پذیری توی قطع ارتباط ناگهانی و کامل، تا یه چند ماهی شدیدتر باشه اما خوبیش اینه که طرفت کمتر وابسته میشه و زودتر ازت میکنه! وقتی به مرور بخوای از یکی جدا بشی امکان وابستگی بیشتر میشه! چون هنوز رابطه هست برای اون هنوز امید هست و هنوز وابستگیه هست!
میتونم بفهمم اون دختر الان یشتر از همه برای چی پشیمونه؟ چون فکرمیکنه با اینکار دیگه روح و جسمش متعلق به یه نفر که شما باشی شده و چون در آینده شوهرش اولین نفری نیست که جسمشو به اون میده ناراحته!
ببین 99% مایی که توی ایران زندگی میکنیم با این فرهنگ بزرگ شدیم. هرچقدرم بخواهیم آزادنه درمورد روابط جنسی قبل از ازدواج فکرکنیم اما نوع دید جامعه و مردم نسبت به این قضیه مارو میبره به سمتی که افکار و عقایدمونو تو حیطهفکری و فرهنگی جامعه مون بگنجونیم.
من قبول دارم اجبار هیچ چیزی درست نیست، اما آزادیه بی دلیل و توجیهم که بعدا بخواد به پشیمونی برسه از اون اجبار اشتباه تره! بعضیا فقط برای اعتراض به یه وضعیت وارد یه وضعیت دیگه میشن درحالیکه اصلا نمیدونن این چیزی که دارن انتخاب میکننو دوست دارن به نفعشونه یا نه!؟ این فرق میکنه با کسیکه اعتقاد قلبی داره به درست بودن کارش و کاریو که انجام میده مطمئنه که درسته و هیچ چیز باعث نمیشه توی تصمیمش دودل بشه!








علاقه مندی ها (Bookmarks)