جناب گردآفريد
بنده با چشم اين موضوع را لمس كرده ام و برخورد همه مردها در سنين و موقعيتهاي شغلي مختلف را ديده ام. متأسفانه اگر مردي پا از حريم خود بيرون نمي گذاشت،مشكلات ديگري بود مانند جدا كردن خودشان از ديگران تا مبادا انگ بدي به آن آقا زده شود و طوري رفتار مي كردند كه انگار آنها تمايلي به اين جو ها ندارند و اصطلاحا جانماز آب مي كشيدند،بعضي ديگر حرفها را به منزل برده و واه واه و چاه چاه مي كردند و خانوادگي بر روي خانمي كه بگو بخند مي كند جبهه مي گرفتند ولي از همه بدتر آنهايي بودند كه مي خنديدند و لذت مي بردند. منظور ما همانهايي هستند كه نقاب دوست به چهره دارند و پنجه گرگ تيز كرده اند.
كمي منصف باشيد مي بينيد كه بالاخره مردها نسبت به اينجور مسائل بي تفاوت نبوده و عكس العملهاي مختلفي نشان مي دهند.








علاقه مندی ها (Bookmarks)