سلام دوباره
ببینم نگفتی توی این مدت خودت چیکار کردی و چطوری رفتار کردی آیا تونستی یکمی به خودت کمک کنی و این افکار رو توی ذهنت کمترشون کی ؟ آیا تونستی خودت رو تغییر بدی ؟
دوست خوبم شما نمی تونی مادرشوهرت رو عوض کنی مگگگگگگگگگگر اینکه خودت رو تغییر بدی احتمالا یه جایی هم شما اشتباه می کنید با تغییرش شاید خیلی چیزها تغییر کنه .
دوستم هنوز داری روی رفتار مادرشوهرت تمرکز می کنی؟ پس باید بگم نصف زندگیت رو از دست دادی چون احتمالا نتونستی اونطوری که دوست داری زندگی کنی ...پس پس پس پس تا کی ؟ تا کجا ؟
بهتره که روی خودت و شوهرت و زندگیت و کارهاتون و پس اندازهاتون و آیندتونو فرزند آیندتونو شغلتونو خرجی تونو خنده هاتونو و تفریحاتتونو و خوردناتونو خریداتونو ........ (وای چقدر زیاده) تمرکز تمرکز تمرکز کنی ....
دوست من تمامی این مسایل رو به فکر کردن به مادرشوهرت نفروش که زندگی ارزشش بالاتره اصلا قابل مقایسه نیستند
شما هر چند وقت یکباری که مادرشوهرت رو می بینی اولا به خوب بودنش فکر کن و اینکه این اخلاقشه دوما اینکه بعد از اون چند ساعتی که با همید، زندگی باز هم ادامه دارد و باید به خوشی هایت برگردی؟
دوست خوبم همه اینها مستلزم زمانه پس هر چه زودتر شروع کنی زودتر به اوج می رسی
حالا تو بگو چیکار کردی ؟ و با بقیه هم کاری نداشته باش فقط یک رابطه خوب که بعدا عذاب وجدان نگیری همین .








علاقه مندی ها (Bookmarks)