به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 57

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آخر و عاقبت شمیم

    جناب Sci سلام
    شرمندم که کاری که خواستینو انجام ندادم، دسترسی به نت نداشتم و نمیدونستم برام چی نوشتین
    ولی ناخودآگاه انگار 5شنبه اینکارو کردم
    یعنی هر روز دارم تکرارش میکنم، دارم سعی میکنم ببینم واقعا ته دلم چیه ،
    خیلی غمناکه، خیلی دردناکه ، الآن که از همسرم دورم، زیاد حس بدی ندارم، و بیشتر به خودم حق میدم
    وقتی میشینم تمام مشکلاتمو مرور میکنم، میبینم حق داشتم ببرم
    از درد دل بگذریم ، هرچند خیلی دلم میخواد غصه هامو بنویسم ولی ترجیح میدم به سوالتون جواب بدم
    من 5شنبه این احساساتو داشتم :
    به شدت دلشکسته، به شدت آزرده و یه مقدار اضطراب (که نسبت به روزهای قبل خیلی کمتر شده بود و دلیلشو میگم)، ناامیدیم خیلی کمتر شده و زیاد غمگین نیستم
    فقط زمانی که به عشق و علاقم و امیدی که به زندگی مشترکم داشتم خیلی غمگین میشم

    و اما دلیل اینکه اضطرابم کمتر شده:
    تا جائیکه فهمیدم به کسی چیزی نگفته، که البته زیاد دور از ذهن و زیاد خوشحال کننده هم نیست چون به ظاهر سازی عادت داره و بیشتر از اینکه دلیل اینکارش احترام به من یا عشقمون باشه، به دلیل اینه که پیش کسی زیر سوال نره،
    ولی از یه جاهایی هم فهمیدم که سر ساعت میاد خونه، ارتباط خاصی با کسی نداره، و تقریبا ناراحته، ناراحتتر از روزهای اول
    اینها باعث شده اضطرابم کم بشه چون
    1- قضیه طلاق کمرنگتر شده ، که بازم اگه پررنگم بود زیاد برام مهم نبود چون واقعا دیگه کلافه شدم
    2- ناراحتیش نشون میده که داره فکر میکنه ،
    3- اینکه با کسی رابطه نداره یه کم آرومم میکنه


    فرانک عزیز از سوال بجایی که پرسیدی واقعا ممنونم، همیشه سوال خودمم بود

    سبکتکین عزیزم
    من باهات موافقم، منم دقیقا تو این شرایط نمیدونم چکار کنم
    هرکاری بگی کردم
    قهر کردم، بی محلی کردم، منت کشی کردم، آشتی کردم، رفتار جرأتمندانه داشتم ، منفعل بودم
    به خدا دیگه نمیدونستم باید چکار کنم

  2. 5 کاربر از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده اند .

    shamim_bahari2 (شنبه 03 دی 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.