[align=justify]با سلام دوباره خدمت همه دوستان.
امروز (سه شنبه) با یکی از دوستان نزدیک ایشون که به نوعی همشهری خودمون هم هستن و آدم بسیار منطقی و با شخصیتی هم هستن، صحبت کردم. با شناختی که از دوست ایشون دارم، مطمئن هستم که صرفاً نیومده بودن حرفهای اون خانم را تکرار کنن.
صحبتهای دوست ایشون که بیشترش همون چیزی بود که خود ایشون به من گفته بود، این بود:
"شخص دیگهای هم تو زندگی این خانم هست که از همکلاسیهای دوران لیسانس ایشون بوده و خیلی هم پیگیره و خانوادهها هم کاملاً در جریان هستن و قراره آخر امتحانات بیان خواستگاری. حتی اون آقا هم از مطرح بودن من به عنوان یک خواستگار مطلعه و به همین دلیل به صرافت افتاده. اون خانم هم به اون آقا علاقه داره ولی یک سری مشکلات (مانند بعد مسافت و یا مسئله ادامه تحصیل اون آقا) وجود داره که ممکنه (مثلاً 20%) که خانوادشون موافقت نکنن و به ازدواج منتهی نشه. در یک برآیند کلی هر دوتامون (یعنی من و اون آقا) هم سطحیم و این باعث دودلی نسبی ایشون شده. حتی الان هم این دودلی وجود داره ولی از اونجایی که اون آقا زودتر اقدام کردن، ایشون تصمیم گرفتن که تا قبل از مشخص شدن جریان اون آقا و این که ok را به ایشون میدن یا نه، رابطشون با من قطع باشه.
این خانم واقعاً به شخصه خود من را قبول داره و بارها گفته که اگه مسئله اون آقا مطرح نبوده، سریعاً به من جواب میداده.
دلیل حرکت سینوسی این خانم هم مربوط به زمانیه که با اون آقا صحبت میکرده"
در کل دوست ایشون معتقد بود که این خانم دلیلش برا کنار گذاشتن من، شخص من و شرایطم نبوده و به خاطر این که شرایطمون برابره و اون آقا زودتر اقدام کرده، اولویت را با اون آقا گذاشته.
دوست ایشون تاکید داشت که شما صبر کنید و اگه اون آقا به هر دلیل رد شدن، شما با خانوادتون پا پیش بذارید. مطمئن باشید که جواب میگیرید.
ضمناً دوستشون از من پرسیدن که اگه اون آقا ok نشد، شما میتونی با این مسئله که ایشون قبلاً با یکی دیگه رابطه داشته و حتی احساسی هم بوده کنار بیایی؟ که من جواب دادم اگه رابطشون خیلی احساسی هست و این احساس خصوصاً از طرف این خانم هست، نمیتونم.
گلهای که از اون خانم نزد دوستش هم کردم این بود که ایشون اگه از اول به اون آقا علاقمند بوده و شرایط اون آقا هم از من پایینتر نبوده، چرا اجازه دادن که من تا این حد به ایشون نزدیک بشم و چرا تو رابطشون با من قاطعانه برخورد نکردن. که دوستش هم این اشتباه اون خانم را قبول داشت.
در عین حال دوستش گفت که با شناختی که از اون خانم و حتی خانوادشون داره، انتخاب من خیلی خوب بوده و انصافاً هم از نظر خانوادگی و هم از نظر شخصیتی، خیلی دختر خوبیه.
دوستشون گفتن که تقریباً کاملاً در جریان ارتباط ما بودن و هم به دلیل شناختی که از من داشتن و هم به دلیل همشهری بودن با من، همواره جانب منا داشتن.
من به دوست ایشون (و حتی قبلاً به خود ایشون) گفتم که اگه رابطم با ایشون به ازدواج نرسید، من هم آدمی نیستم که الان فشار عجیبی برای ازدواج کردن احساس کنم و سریعاً به دنبال یکی دیگه باشم. بلکه زندگی عادی خودم را ادامه میدم تا زمانی که به مورد مناسب دیگهای که کاملاً شناخته باشمش، نرسم، صبر میکنم. این گذر زمان حتی باعث بهتر شدن شرایط من هم میشه.
الان هم به نظر خودم چاره کار جز گذر زمان و صبر، چیز دیگهای نیست. گذر زمان هم باعث میشه تکلیف روشن بشه و هم آتیش وابستگی من به ایشون فروکش کنه.
با تمامی این تفاسیر، شدیداً مشتاق شنیدن نقطه نظرات دوستان هستم
[/align]








علاقه مندی ها (Bookmarks)