تاپیک شما الان دو بحث موازی داره. یکی مساله اعتیاد پدرتون، دیگری مساله تهیه جهیزیه.
روی یکیش که برات اضطراری تر هست تمرکز کن تا جوابها مسیر بهتری بگیره.
به نظرم مساله اعتیاد پدر و عوض کردن اخلاقهای ایشون و اختلافش با مادرتون ریشه دارتر از این حرفهاست که بشه تا اسفند ( عروسی شما ) و با یک تاپیک به نتیجه برسه.
در مورد دوم این اضطراب و استرس روزهای نزدیک به عروسی برای همه هست. سعی کن خیلی به خودت سخت نگیری تا عروسیت بهت خوش بگذره.
وام ازدواجت + مبلغی که مامانت برات پس انداز کرده و این دو میلیونی که می گی مهر گرفتید از بابا + یک میلغی هم برادرت کمک کنه + خودت هم بالاخره کار کردی مبلغی داری ... جمعش کن روی هم جیهزیه ات را بخر.
نمی تونی کاری را که پدرت یک عمر نکرده، امروز مجبورش کنی که انجام بده. دوست نداره زمنیش را بفروشه. اینقد هم نشین زندگیت را زیر و رو کن و شخم بزن که فلان شد بهمان شد.
شما می گی من باید به همسرم برای زندگی کمک کنم و حقوقم را برای کمک خرج خونه می خوام، ولی حاضر نیستی به خانواده و پدرمادرت کمک کنی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)