به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 اردیبهشت 91 [ 18:10]
    تاریخ عضویت
    1390-8-18
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    1,232
    سطح
    19
    Points: 1,232, Level: 19
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    137

    تشکرشده 138 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کمک! آرامش می خوام!

    861010100عزیزم توی دورانی که من و شوهرم دوست بودیم بهش گفتم و بعد از اون هیجوقت اجازه ندادم که در این مورد سوالی بپرسه کوچکترین حرفی بزنه گفتم صحبت راجع به این موضوع من رو بی اندازه ناراحت می کنه.
    درست میگی عزیزم اینقدر این جو حاکم توی خونمون روی همه مون تاثیر منفی گذاشته که همه اعضای خانواده روحیه شون داغونه.
    بهار 66 عزیزم من سعی میکنم تو بجثاشون شرکت نکنم اما به خدا الان چندین شبه میبینم اینطوری داره مخ مامانم رو می جوه مامانم داره آب میشه می خوام یک جوری نجاتش بدم خب ما هم صدا رو میشنویم بحث رو می شنویم به خدا خسته شدیم. به بابام گفتم مگه نمی گید به شوهرم چیزی نگم؟ وقتی هنوز کاری نکردید اون خودش میفهمه و نیازی نیست من بگم. عزیزم ما الان 5/1 سال عقدیم تازه قرار بود مهر عروسیمون باشه که واسه بهتر شدن شرایط خانواده ام عقب انداختم و گذاشتم اسفند. خودمم دیگه خسته شدم دوس دارم از این خونه برم و به آرامش برسم. بارها حس پدرانشو تحریک میکنم و میگم به خدا بابا بد جوری استرس دارم مثل همیشه نذار ثانیه های آخر تورو خدا یه کاری بکنید، شوهرمم می خواد خونه رو تا پایان این ماه بگیره منم گفتم تو باید خونه رو بگیری بعد خانواده من جهاز بیارن حالا الان چیکار کنم بابا؟
    (در حال چایی خوردن بود) خودش رو به افسردگی شدید زد و لباس پوشید و رفت بیرون. اینم از تحریک احساسات پدرانه اش!!!!!!!!!!!!!!!!
    دوستان خیلی برام دعا کنید شدیداً محتاج دعا هستم. دعا کنید برام شاید این وضعیت راکد یک تکونی بخوره و من به یک آرامشی برسم

    بی دل عزیزم به خدا خیلی هوای بابام رو هم دارم مخصوصا تو این دوران اما اصلا جواب نمیده. بعد از اون حرفی که موقع چایی خوردن بهش زدم و گذاشت رفت به مامانم گفت: اینجا تو شدی مامان خوبه و من شدم بابا بده!!!!!!!!!!!!!!!(یعنی شدیدا حسادت می کنه اگه ما طرف مامانمون رو بگیریم و یا مامانمون طرف ما رو بگیره)
    خیلی آدم خشکیه اصلاً راه نمیده باهاش حرف بزنم. راجع به اعتیادشم بارها براش گریه کردم از اینکه ای کارو می کنی دق می کنم افسرده میشم هیج تمرکزی روی هیج کاری ندارم بابا با این کارتون نظام خانواده رو بهم نریزید احساس نمی کنید خانواده داره از هم می پاشه؟!!!!!!!!!!اگه پدر خونه (سرپرست یک خانواده )سالم نباشه بقیه افراد هم ناسالمن. بهش گفتم اگه یه بار دیگه این کارو بکنید ایشالله بدترین اتفاقی که ممکنه برای من بیفته. اما همین هم کارساز نبود و باز تکرار شد. نمیدونم کی خدا این دعامو مستجاب میکنه امیدوارم هر چه زودتر و زودتر باشه
    پدرم قرار بود 5 میلیون پول رو که شهریور ماه دستش اومده بود رو بده مامانم واسه جهاز من(عروسی رو گذاشته بودیم واسه اسفند اما به بابام نگفتیم و گفتیم همون مهره)اما باز همش رو هدر داد و از اون پول مامانم فقط 2 میلیون با هزار دعوا و مرافعه ازش گرفت. می بینید یعنی هیچی براش مهم نیست حالا اگه قرار بود همون مهر باشه عروسیم من نمیدونم چی میخواست بکنه؟البته هیچی، اینقدر خانواده اش براش بی اهمیت شده که مهم نبود ناراحتی های من!

  2. 2 کاربر از پست مفید ch_1383615 تشکرکرده اند .

    ch_1383615 (پنجشنبه 24 آذر 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.