به به.چنان ننه من غریبم کردی که یکی ندونه خیال میکنه تو مجردی همه چی داشتی و ازدواج همه رو ازت گرفته.میخواستی قبول نکنی.مگه حرف مامانت وحی منزله؟زنت راست میگه.نمیخواستیش نباید میرفتی خواستگاری.
یه سوال دارم.شما کلا اختیار رو کجای زندگی ادم میبینید؟(اینو حتما جواب بده)
اصلا اسم تاپیکت رو عوض کن بذار برباد رفته.البته بهتم میاد.فیلم برباد رفته رو دیدی؟دیدی اخرش اسکارلت فهمید عشق واقعی کنارش بوده اما ندیدش.وقتی فهمید که دیگه کنارش نموند
اتفاقا من فکر میکنم خوابات راست بوده.بلاخره یه وقتی یه چیزی باید تو رو از خواب خرگوشیت بیدارت کنه که بفهمی دیدت به زندگی اشتباهه.
اگه فکر میکنی سوار قایقی بدون بادبان این قایق دست توئه.تو تعیین میکنی کجا ببردت.
چیه ناراحت شدی؟بهت برخورد؟
هر وقت فهمیدی مسئولیت و اختیار کجای زندگیه مشکلت حل میشه.
خسته نشدی همش غر زدی؟انقد وقت که صرف نالیدن کردی اگه نصفشو به فکر زندگیت بودی حالا دیگه مشکل نداشتی.به قول نازنین ظاهرو میشه حل کرد.دست تو جیب مبارک بکن بعد ببین ارایشگاه و باشگاه و لباس و...چه ها که نمیکنن؟
نکنه دلت هنوزپیش دختر اولی گیره؟
خیلی ناراحت شدی.میدونم.اما اگه بگم این پست رو فقط واسه خاطر خودت نوشتم نه زنت باور میکنی؟اگه بگم برای تو بیشتر ناراحتم تا زنت باور میکنی؟
دلم میخواد دیدتو به دنیا عوض کنی.که با این روند با هر کی عروسی میکردی همین اش و همین کاسه بود.بخاطر خودت سر پا شو بعدش زنت







.چنان ننه من غریبم کردی که یکی ندونه خیال میکنه تو مجردی همه چی داشتی و ازدواج همه رو ازت گرفته.میخواستی قبول نکنی.مگه حرف مامانت وحی منزله؟زنت راست میگه.نمیخواستیش نباید میرفتی خواستگاری.

علاقه مندی ها (Bookmarks)