من طبق حرفای آقای sci پیش رفتم همینطور شما زن امیدوار و یکتا جون
کاری انجام ندادم اما این درگیری با خودمه چون می ترسم از اینده ام بهم حق بدین تازه مشکلات دیگه همسرم مثل اخلاق بد و چیزای دیگه رو نگفتم چون این مسئله از همه مهمتره باید اول این حل بشه و اگه دیدم قراره باهاش زندگی کنم بقیه اش رو هم اگه خدا بخواد حل میکنم انشاءا...
میدونید خب منم یه انسانم این چند وقته انقدر خودمو اروم کردم دیگه خودم از پا افتادم اخرش .
طبق نظرات عزیزان دارم پیش میرم قراره توی یک زمان معین بهش گیر ندم و ازادش بگذارم
2- وانمود کنم بهش اعتماد دارم و خیال اونو از این بابت راحت کنم
3-از طرفیم بادییدن علائم مربوطه به ازمایشگاه ببرمش
4 و در اخر با معلوم شدن نتیجه یه تصمیم قاطعانه بگیرم
زن امیدوار مشکل اصلی که به وجود ا.ومده بخاطر همین نارفیقشه که توی این خط بردتش
بهم حق بدین که بهم بریزم اما باشه سعی خودمو میکنم که تا اتمام این زمانی که به زندگیم و اون دادم یکم مسلط تر باشم
ممنون








علاقه مندی ها (Bookmarks)